اکنون بازمی گردیم به ابتدای بحث ، خداوند دوره غیبت صغری را قرار داد تا مردم آماده ورود به دوره غیبت کبری شوند ، به یقین با همان استدلال دوره ظهور صغری ایی نیز برای آماده شدن مردم جهت درک دوره ظهور کبری لازم است . دوره ای قبل از دوره ظهور اصلی نیاز است تا مردم ولایت پذیری را در آن تمرین کنند و با آمادگی وارد دوره ظهور کبری شوند .

امروز نیمه شعبان، سالروز ولادت آخرین حجت خدا بر روی زمین است. بیش از هزار و چهارصد سال است که ما در انتظار آمدنش بسر می بریم. موضوع ظهور موعود اختصاص به ما شیعیان ندارد بلکه از جمله اعتقادات دیگر مسلمانان حتی ادیان الهی دیگر نیز هست. در حقیقت اختلاف در ادیان و مذاهب مختلف به مصداق این موعود بازمی گردد. بر اساس روایات ائمه اطهار ما معتقدیم او دوازدهمین فرزند از نسل پیامبر اسلام است که اسامی آنها به صراحت در منابع روایی ما ذکر شده.

 

امام عصر(علیه السلام) سه مرحله حیات اجتماعی داشته اند که دو مرحله آن با غیبت از انظار مردم همراه بوده است، یک دوره آن دوره کوتاه مدت (غیبت صغری) و دوره سوم نیز طولانی مدت (غیبت کبری) نامیده می شود. در حال حاضر ما در دوره غیبت کبری بسر می بریم و خود را شیعه منتظر می نامیم.

 

برای درک درست از دوره انتظار ، باید دوره غیبت را به خوبی بشناسیم. باید بدانیم که چرا خداوند دو دوره غیبت صغری و کبری در برابر جامعه اسلامی قرار داد؟  قطعا این تقدیر الهی بدون حکمت نبوده است و شاید یکی از دلایل قرار دادن دوره غیبت صغری ، آماده سازی مردم برای ورود به دوره غیبت کبری بوده است. همانطور که از جمله وظایف نواب خاص امام هم ایجاد آمادگی مردم برای ورود به دوره غیبت کبری عنوان شده است.

 

امام مهدى(علیه السلام) در غیبت صغرى، چهار تن از اصحابش را به شیعیان معرفى فرمودند. این یاران امام بین شیعیان به نام هایى همچون: «نواب خاص امام زمان»، «سفراى حضرت»، «وکلاى خاص»، «نواب اربعه» و «سفراى اربعه» معروف شدند. نواب خاص وظایفی بر عهده داشتند، از جمله :

 

1. زدودن شک و حیرت مردم درباره وجود حضرت مهدى(علیه السلام)،

2. مبارزه با غلات و مدعیان دروغین مهدویت و بابیّت،

3. پاسخ گویى به شبهات و پرسش هاى فقهى و اعتقادى،

4. سازمان دهى و سرپرستى سازمان وکالت; یعنى نائبان خاص، در هر منطقه اى شخصى را وکیل خود کرده بودند تا آنان به امور مردم رسیدگى کنند. از این رو نواب اربعه، سازمان وکالت را نیز سرپرستى و رهبرى مى کردند،

5. مبارزه با وکلاى دروغین و مدعیان وکالت،

6. آماده سازى مردم براى پذیرفتن غیبت کبرى،

7. دریافت و توزیع خمس اموال شیعیان که از حقوق امام مهدى(علیه السلام) است .

 

نواب خاص حضرت در عین حال شرایط ویژه اى داشتند که در آن دوره در هر کسى یافت نمى شد. برخى از این شروط عبارتند از:

 

1. فهم و درایت بالا نسبت به دیگران،

2. حساس نبودن حکومت هاى زمان نسبت به نایب،

3. صبر و استقامت ویژه در انجام مأموریت،

4. رازدارى و حفظ اسرار امام و رعایت اصل تقیه.

 

نواب خاص از اصحاب امامان پیشین و از عالمان بزرگ و پارساى شیعه بودند که اسامی ایشان عبارت است از:

 

1. ابو عمرو، عثمان بن سعید عمرى که نخستین نائب حضرت و نزد شیعیان مقام والایى داشت.

2. محمد بن عثمان بن سعید عمرى که همانند پدر بزرگوار خود، از بزرگان شیعه به شمار مى آمد.

3. ابوالقاسم حسین بن روح نوبختى که از اصحاب امام عسکرى(علیه السلام) به شمار مى آمد.

4. ابوالحسن على بن محمد سمرى که بنابر دستور امام زمان(علیه السلام) و وصیت حسین بن روح نوبختى نیابت خاص به او منتقل شد و مدت سه سال وکیل خاص آن حضرت بود .

 

چند روز پیش از رحلت علی بن محمد سمری که در سال 329 اتفاق افتاد، آخرین توقیع حضرت ولى عصر(علیه السلام) صادر شد و آن حضرت به وی اعلام فرمود: «تا شش روز دیگر مرگ تو فرا خواهد رسید; امورت را آماده کن! و مهیّا باش! و شخصى را هم به عنوان جانشین خود تعیین نکن! چون زمان غیبت دوم (کبرى) فرا رسیده است».

 

 با فرارسیدن دوره غیبت کبری، امام عصر (علیه السلام) در برابر سئوال پیروانش که می پرسیدند در کوران حوادث و دو راهی ها چه کنیم؟ فرمود که اگر حادثه ای اتفاق افتاد به علمای دین مراجعه کنید. در حقیقت امام عصر در این دوره، به جای تعیین مصداق، به تعیین معیار پرداخت . مهمترین ویژگی نواب عام حضرت در دوره غیبت کبری عبارت است از :

 

1 . عدالت و پرهیزکاری و مراقبت از نفس و عدم اصرار بر گناه ،

2 . اجتهاد و قدرت استباط احکام شرعی از کتاب و سنت نبوی و اهل البیت ،

3 . عدم تمایل به دنیا و پرهیز از اشرافیگری ،

4 . سیاستمدار بودن به معنای قدرت اداره جامعه و فهم دشمنی های دشمن و راه مقابله با آن ،

5 . شجاعت.

 

 

نیابت عام از همان دوره غیبت کبری آغاز شد و در هر دوره یکی از علمای دینی که این ویژگی ها را به شکل برجسته تری داشت ، به عنوان نائب امام مورد توجه قرار می گرفت اما به دلیل عدم همراهی مردم و همچنین مقاومت حکومت های جور ، این اصل مهم دوره غیبت هرگز از صفحات کتاب ها و تدریس حوزه ها فراتر نرفت تا دوره حضرت امام خمینی (ره) که ایشان توانست با کمک مردم نیابت عام امام عصر را از میان کتاب ها به اجرا برساند و در قالب نظام جمهوری اسلامی مستقر کند.

 

با مروری بر این ویژگی ها به روشنی در می یابیم که جانشین امام عصر باید نزدیک ترین فرد از جهت الگو و شرایط به امام معصوم باشد با این تفاوت که شرایط مذکور در امام معصوم به شکل کامل و همیشگی بدون این که از ایشان سلب شود ، وجود دارد ولی در نایب او این شرایط نه در نقطه کمال که نزدیک ترین درجه به آن و با احتمال سلب شدن است. 

 اکنون بازمی گردیم به ابتدای بحث ، خداوند دوره غیبت صغری را قرار داد تا مردم آماده ورود به دوره غیبت کبری شوند ، به یقین با همان استدلال دوره ظهور صغری ایی نیز برای آماده شدن مردم جهت درک دوره ظهور کبری لازم است . دوره ای قبل از دوره ظهور اصلی نیاز است تا مردم ولایت پذیری را در آن تمرین کنند و با آمادگی وارد دوره ظهور کبری شوند .

با این حساب و به استناد روایاتی که خبر از تحقق این انقلاب داده است و همچنین به استناد عملکرد سی و چند ساله ولایت فقیه که عزت و افتخار را برای شیعیان و حتی مسلمانان به ارمغان آورده است ، به جرات می توان گفت که دوره حاکمیت نظام مبتنی بر ولایت فقیه ، دوره ظهور صغری امام عصر (علیه السلام) است . دوره ای که در آن مردم با تمرین وحدت گرداگرد شرایطی که به ویژگی های امام معصوم نزدیک است ، راه خود را به ظهور نزدیک می کنند .

 

بی دلیل نیست که جریان استکبار تمام توان داخلی و خارجی خود را برای حذف ولایت فقیه بکار بسته. آنها بهتر از برخی مدعیان شناخت دوره ظهور امام عصر می دانند که برای جلوگیری از فرهنگ انتظار صحیح ، باید دست بر روی چه موضوعی بگذارند. 

 

اکنون یک بار دیگر به سئوال مطرح شده فکر کنیم که آیا ما دوره ظهور امام عصر را درک نکرده ایم ؟!

http://www.rasaee.ir/Note.php?ID=882