X
تبلیغات
دلاورسیستان

منحرفین در کمین تخریب بیداری اسلامی

مدت زیادی نیست که از تحولات منطقه می گذرد. تحولاتی که نوید روزهای خوشی را برای اسلام گرایان در منطقه می داد .بیداری اسلامی تبدیل یک بحران برای غرب و رژیم صهیونیستی شد چرا که نظریه های تاریخی و معادلات آنان را ناکارآمد و نفوذ انقلاب اسلامی را افزایش داد با این حال عده ای در داخل با برچسپ هایی هم چون بیداری انسانی،بهارعربی اسلامی بودن تحولات منظقه را زیر سوال برده و حتی بعد از شکست اخوان المسلمین بر نظریه خود تاکید می کنند و بیداری اسلامی و اسلام گرایان را شکست خورده می نامند در این نوشتار ابتدا به اثبات اسلامی بودن این انقلاب وقرابت آن ها با انقلاب اسلامی پرداخته سپس به علل انحرافات و در نهایت به این سوال پاسخ داده می شود آیا بیداری اسلامی شکست یا متوقف شده می پردازیم

قرابت انقلاب اسلامی وتحولات منطقه

1- اسلامی بودن

اگر نگاهی به تحولات منطقه انقلاب های مصر، تونس، بحرین و... بیندازیم این نکته را به وضوح می توان دید اصلی ترین شعار وخاسته مردم اسلام و عمل به آموزه های دینی است . شعارهای اسلامی هم چون الله اکبر و تکبیر موید این مسئله است . در انقلاب های منطقه رهبران مشخصا اسلام گرا و نزدیک به جریانات مذهبی شناخته می شدند.

2- مردمی بودن

در انقلاب های منطقه هیچ گاه دیده نشد احزاب یا گروهها و حتی نیروهای نظامی گردانندگان اعتراضات و یا راهپیایی ها بودن بلکه خود مردم شاکله اصلی شکل دهنده انقلاب ها بوده و انقلاب را هدایت وبه ثمر نشانده اند

3- ضد  استبدادواستکبار بودن

یکی از موضوعات عمده در تحولات منطقه شعارهای ضد استبدادی و اسکباری آن هاست . انقلاب های منطقه علیه دیکتاتورها و وابسگان به غرب بود.در روزهای اغازین انقلاب ها حتی شاهد حمله به سفارت خانه های آمریکا ورژِم صهیونیستی نیز بودیم

علل انحرافات انقلاب های منطقه

پروژه شیعه هراسی وایران هراسی

بعد از وقوع انقلاب ها در منطقه اصلی ترین حرکت دیکتاتورهای منطقه بر مهار انقلاب ها شیعه هراسی وایران هراسی بود. این گونه تلقین کردند که ایران سعی در گسترش شیعه در کشور ها ی منطقه است . اعراب با همکاری اتاق فکری غرب پروژه ای را کلید زدند که :

1-  قرابت انقلاب ها به انقلاب اسلامی ایران را انکار کند

2- ایران را دشمن اهل سنت جلوه دهد

3- ایران قصد شیعه سازی منطقه را دارد

بدین ترتیب کشورهای منطقه به جای نزدیکی به جمهوری اسلامی به عنوان کشور اسلامی منطقه سع در مقابله وفاصله گرفتن از ان نمودند.

2- پیوند با سلفیت

سلفی ها با نفوذ در ارکان انقلاب ها در منطقه علاوه بر این که افکار ضد شیعی را ترویج کردند کمک زیادی در مصادره سازی وشکست آن ها ایفا کردند .سلفیت به بهانه مقابله با انقلاب های منطقه افکار مرتجعانه خود راوارد انقلاب ها نموده و سعی در  حرکت بیداری اسلامی به جنبش ضد شیعی نمدند.

3-ناکارآمدی

اسلام گرایان منطقه از حیث فعالیت اجرایی ومدیریت به علت ظلم دیکتاتورهای منطقه و عدم حضور آن ها در مناصب دارای ضعف عظیمی بودند توانایی اداره کشور را نداشته وناچار به استفاده از لیبرالها و نیروهای رژیم گذشته نمودند

4- از دست دادن روحیه ضد استکباری

آفتی که که بیداری اسلامی در منطقه آسیبی عظیم وارد کرد کندشدن ومیانه روی انقلاب ها از مشیضد اسکباری خود بود مصر به عنوان کانون  انقلاب های منطقه نه تنها به خواسته انقلابیون بری مواجه با غرب عمل نکرد بلکه پیوند خود را با کشورهای غربی افزایش داد؟

آیا بیداری اسلامی شکست یا متوقف شده است

پاسخ این سوال در کلام رهبر معظم انقلاب نهفته است « این تصور كه بیداری اسلامی از بین رفته، تصور غلطی است زیرا بیداری اسلامی یك حادثه سیاسی محض نبود كه با آمدن برخی افراد یا رفتن آنها، از بین برود بلكه بیداری اسلامی، حالت تَنَبّه و خودباوری و تكیه بر اسلام است كه در جوامع اسلامی گسترش یافته است». بلکه بیداری اسلامی در آغاز راه خود قرار دارد و هنوز مسیر زیادی را در تکامل خود طی کند. به نظر می اید تحولات آغازین منطقه فاز اول بیداری اسلامی بوده و هنوز راه زیادی باقیست اما لازمه ی ان اصلاح رفتار انقلابون و درس گذشتن از گذشته است انقلابیون باید بدانند رمز پیروزی انقلاب های منطقه استکبار ستیزی و دوری از سلفیت است.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1392ساعت 17:38  توسط علی  | 


فردا ؛ اولین جلسه رسمی دولت یازدهم

ورود اشخاص امنیتی به کابینه حسن روحانی جای تعجب دارد . چرا که ممکن است مقاصد امنیتی وزرا بر وظیفه اصلی شان اثر بگذارد و  مسئله ای که بیشتر از  آن جای تعجب دارد که وزیر اطلاعات این کابینه امنیتی نیست!این را وضوح می توان از نطقش! در مجلس و ماجرای تعویض برنامه های ارائه شده فهمید. با این حال نکته ای که نمی توان غافل شد تشکیل معاونت سیاسی - امنیتی که در روزهای اخیر خبر آن شدت گرفته است. معاونتی که نمی توان ماهیت اجرایی واهدافش را توجیه کرد.

چرایی تشکیل معاونت امنیتی -سیاسی 

هنوز تعیین نشده معاونت فوق چه وظایفی دارد اما اخبار حاکی از آن است که این معاونت نقش تعیین کننده ای در انتخاب استانداران و معاونان سیاسی - امنیتی استانداری ها خواهد داشت به علاوه به احتمال فراوان  نقش نهاد نظارتی امنیتی دولت در ادارات و نهادهای زیر نظر ریاست جمهوری را ایفا خواهد کرد! معاون سیاسی - امنیتی توسط رییس جمهور انتخاب می شود ونظارت بر آن نیز توسط قوه مجریه صورت می گیرد.


هرچند عده ای موفق واگذاری  کامل امور امنیتی به سازمانی زیر نظر قوه مجریه هستند .اما قانون اساسی امور امنیتی را به وزارتی زیر نظر مجلس و رییس جمهور پیش بینی کرده است. با این حال خبرها از تشکیل معاونت سیاسی - امنیتی ریاست جمهوری خبر میدهد! از این مسئله نمی توان به این راحتی گذشت این اقدام به نوعی تاکتیکی است برای قطع کردن دست نهادهای نظارتی بر امور امنیتی زیر نظر قوه مجریه است و به علاوه نوعی موازی کاری و کاهش نقش وزارت کشور واطلاعات در امور امنیتی است که موجبات بروز برخی اتفاقات در شورای تامین استان هاو  حراست ها خواهد شد. 

این اقدام حاکی از سیاست زدگی ومنافع محوری در حوزه حساسی امنیت توسط قوه مجریه میدهد به خصصو اینکه شخص وزیر اطلاعات شخص غیر امنیتی است و گزینه احتمای تصدی معاونت سیاسی - امنیتی داری عملکرد مبهمی در قتل های زنجیره ای وتصدی وزارت اطلاعات است.


برچسب‌ها: معاونت سیاسی, امنیتی, وزارت اطلاعات, دولت یازدهم
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 15:26  توسط علی  | 


http://www.shiaupload.ir/images/16633902952789323734.jpg

پس از حماسه پر شکوه ملت ایران در 24 خرداد گروههای زیادی ادعای سهم خواهی به بهانه حمایت از حسن روحانی نمودند! وخود را عامل اصلی رای آورند روحانی جلوه  نمودند در این بین نکته شاخص سهم خواهی مولوی عبدالحمید از دولت یازدهم است . مولوی عبدالحمید دراین مدت از هیچ تلاشی برای پیوند دادن! خود با دولت مضایغه نکرده به طوری که حتی به تهران سفر وبا رییس جمهور دیدار کرده است .

مولوی عبدالحمید که در این سالها  خدمات دولت های نهم ودهم به مردم استان را نادیده گرفت وبا شانتاژ سیاسی مردم را علیه دولت قبلی تحریک کرد .امروز در مواضع سهم خوهانه از دولت پست دو وزارتخانه می خواهد! و حتی از روحانی استانداری چهره های نزدیک به خود آقای حسینی، باقر کرد را می خواهد.  اما سوالی که بی پاسخ مانده است نسبت مولوی عبدالحمید افراطی با اعتدال چیست ؟

فردی که بزرگترین اتهامات را علیه جمهعوری اسلامی مطرح کرده و در هر نشست سیاسی ضد ایرانی شرکت نموده چگونه می تواند معتدل باشد، مولوی در این چند سال گذشته در سیاه نمایی و متهم کردن نظام به تبعیض کم نگذاشته از متهم کردن نظام در مصاحبه با بی بی سی ورادیو فردا تا تاسیس شبکه ماهواره ای ضد شیعی از اقدامات این شخص افراطی است.

تحریک مردم علیه دولت قبلی وحکومت از تریبون مکی  که منجر به حوادثی هم چون حمله به عزادران فاطمیه و حادثه دلخراش سوختن کارکنان صندوق مهر شد برگ دیگری از اقدامات خصمانه مولوی عبدالحمید است آیا حضور چنین شخصی در حاشیه دولت ومراسم تنفیذ کج دهنی به مردم نیست! آیا ارتباط دولت با چنین شخصی که حتی در بین خود طرفداران روحانی به خاطررویکرد افراطی اش مورد انتقاد است بی احترامی به آن ها محسوب نمی شود؟

به نظر می آید مولوی عبدالحمید قصد ایفای نقش مشاور امور اهل سنت رییس جمهور را دارد ویا خواهان قرارگیری فردی مرتبط با خود را در این پست است. در استانداری هم خواهان حضور افراطیون برای فشار به مردم شیعه استان به خصوص سیستانیهاست.

مگر مولوی عبدالحمید برای روحانی وروی کار امدن دولت تدبیر وامید چه کرده است ؟ اولا ابتدا از ایشان حمایت نکرد و بعد از انتخابات ادعای حمایت از ایشان را کرد ثانیا تجربه انتخابات گذشته هم چون دوره نهم ودهم ثابت کرده مولوی نفوذی چندانی در مناطق سنی نشین ندارد وادعای وی در رهبری اهل سنت ایران کذب محض است . به طوریکه حتی در شهر زاهدان شاید برگزای نماز در 15 نقطه شهر هستیم .

در انتخابات دهم به عینه شاهد بودیم که عمق خدمات دولت دهم در مناطق بلوچ نشین علی رغم شانتاژ مولوی عبدالحمید باعث افزایش ارای چشمگیر احمدی نژاد در این مناطق شد که باعث تعجب ستاد موسوی در استان شد. پس به دولت تدبیر وامید توسیه می کنم به جای بزرگ کردن آدم های معاند وبها دادن به چنین اشخاصی به ارتباط مستقیم با مردم روی آورند.
برچسب‌ها: حسن روحاني, اهل سنت, مولوي عبدالحميد, دولت یازدهم, سهم خواهی
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 15:25  توسط علی  | 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیش از ظهر امروز در دیدار سلطان قابوس پادشاه عمان و هیأت همراه با اشاره به روابط دوستانه و گرم ایران و عمان و سابقه خوبی كه از كشور و دولت عمان در ذهن ملت ایران وجود دارد تأكید كردند: زمینه های متعددی برای گسترش بیش از پیش روابط دو كشور در حوزه های مختلف بویژه در بخش گاز وجود دارد.

ایشان كشور عمان را یك همسایه خوب و حقیقی برای جمهوری اسلامی ایران برشمردند و درخصوص مسائل منطقه افزودند: منطقه، اكنون در شرایط حساس و خطیری قرار گرفته كه نیازمند هماهنگی بیشتر دو كشور است.
رهبر انقلاب اسلامی، شرایط منطقه را در معرض بحران، توصیف كردند و گفتند: علت اصلی وضعیت فعلی منطقه، دخالتهای گوناگون از بیرون منطقه است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یكی از مسائل خطرناك در منطقه را دخالت دادن مسائل دینی، فرقه ای و مذهبی در اختلاف های سیاسی كشورها دانستند و افزودند: متأسفانه با حمایت برخی كشورهای منطقه، یك گروه تكفیری شكل گرفته كه با همه گروههای مسلمان درگیر است اما حامیان این جریان باید بدانند كه این آتش، دامان آنها را نیز خواهد گرفت.
ایشان با تأكید بر اینكه رژیم صهیونیستی نیز یك تهدید دائمی در منطقه و مورد حمایت همه جانبه امریكا است، خاطرنشان كردند: رژیم فاسد صهیونیستی با دارا بودن انبارهای گسترده سلاحهای كشتار جمعی بسیار خطرناك، تهدیدی جدی برای منطقه است.
رهبر انقلاب اسلامی تأكید كردند: منطقه نیازمند امنیت عمومی است و این هدف مهم تنها با اعلام ممنوعیت واقعی سلاح های كشتار جمعی در منطقه، محقق خواهد شد.
در این دیدار كه آقای روحانی رئیس جمهور نیز حضور داشت، سلطان قابوس با ابراز خرسندی فراوان از دیدار با رهبر انقلاب اسلامی، روابط ایران و عمان را با توجه به پیوندهای تاریخی و فرهنگی دو كشور، بسیار خوب خواند و گفت: در مذاكرات با رئیس جمهور ایران زمینه های گسترش بیشتر روابط در بخش های مختلف از جمله اقتصادی، ترانزیتی و بویژه در حوزه گاز، بررسی شد.
وی با تأیید سخنان رهبر انقلاب اسلامی مبنی بر شرایط حساس و خطیر منطقه و تهدید رژیم صهیونیستی تأكید كرد: برون رفت از شرایط كنونی نیازمند در نظر گرفتن مصالح مردم منطقه و همكاری كشورهای منطقه است.
+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1392ساعت 0:14  توسط علی  | 

http://www.shiaupload.ir/images/94429804617409430560.jpg


برچسب‌ها: فرقهای صهیونیستی, شیطان پرستی, قاديانيه, فراماسونی
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 13:29  توسط علی  | 

رژیم صهیونیستی بازنده‌ی بزرگ پرونده‌ی آمیا بود؛ پرونده‌ای که هیچ یک از اهداف این رژیم را محقق نساخت. صهیونیست‌ها حتی با اعمال فشار بر دادگاه آرژانتین نتوانستند محکومیتی علیه مقامات ایرانی بگیرند. در عوض، تلاش‌های غیرقانونی و تخلفات این رژیم در دادگاه آرژانتین افشا گشت و پای یک مقام صهیونیست به دادگاه آرژانتین کشیده شد.
گروه تاریخ برهان/ امیر راغب؛ در تاریخ 18 ژوئیه 1994، برابر با 27 تیر 1373، یک ساختمان هفت‌طبقه در شهر بوینوس آیرس با انفجار مهیبی ویران شد؛ ساختمانی که مرکز همکاری‌های اسرائیل و آرژانتین (Asociacion Mutual Israellita Argentina) وابسته به کمیته‌ی یهودیان آمریکا با نام اختصاری آمیا (AMIA) در آن قرار داشت. در جریان این انفجار، 85 نفر از شهروندان یهودی‌تبار آرژانتینی، جان خود را از دست دادند و بیش از دویست نفر (و به یک نقل قول دیگر، سیصد نفر) زخمی شدند.
 
دستگاه قضایی آرژانتین، به سرعت پیگیر این رخداد، که مرگبارترین حادثهی تاریخ این کشور بود و برای منافع سیاسی آرژانتین نیز پیامدهای جدی میتوانست داشته باشد، شد و روند قضایی پروندهای که از همان ابتدا با موضعگیریهای مقامات آرژانتینی و نیز مقامات رژیم صهیونیستی ابعاد سیاسی یافته بود آغاز شد. پروسهای قضایی‌ـ‌سیاسی که پای کشور ما نیز به آن باز شد و نهایتاً به یک رسوایی تاریخی برای دستگاه قضایی و دولتمردان آرژانتین تبدیل گشت. رسواییای که همچنان نیز دامن این کشور را گرفته است. در ادامه به بازخوانی ابعاد مختلف تاریخی و سیاسی این پرونده میپردازیم.
 
«آمیا» کجاست؟
 
اما کانون انفجار در شهر بوینوس آیرس کجاست و از چه هویت و مأموریتی برخوردار است؟ مؤسسه‌ی همکاری‌های متقابل اسرائیل و آرژانتین (AMIA) ابتدائاً در سال 1894 به عنوان جِوِرا کدوشا (Jevrá Kedushá) تأسیس شد. مأموریت این مؤسسه «کمک به ترویج توسعه و زندگی بهتر برای یهودیان آرژانتین و نیز حفاظت از تداوم و ارج نهادن به جامعه‌ی یهود» در این کشور بود.(1)
 
آرژانتین با داشتن دویست هزار یهودی، بزرگ‌ترین جامعهی یهودیان در سراسر آمریکای لاتین را داراست و نه تنها سالیان سال، «حیات خلوت» سرمایهداران یهودی و صهیونیستی بوده است، که علاوه بر آن، رفته‌رفته به ستاد هماهنگی یهودیان پناه‌جو به سرزمینهای اشغالی در منطقهی آمریکای مرکزی و لاتین تبدیل شده بود. لذا برای «آژانس یهود»، آرژانتین علاوه بر بهرهمندی از یک موقعیت استراتژیک، می‌تواند ویترینی برای نمایش ظرفیتهای جامعهی یهود برای زیست اجتماعی مشترک و نیز قدرت‌نمایی آژانس یهود برای رسیدگی و تجهیز زندگی عمومی یهودیان باشد.
 
این میتوانست آزمایشگاهی باشد که مقدمات ایجاد کشور مستقل یهودی را فراهم آورد. این مؤسسه ابتدا قبرستان یهودیان آرژانتین در بوینوس آیرس و سپس بنیاد خیریهی «Tsedaká» را برای رسیدگی به معیشت فقرای حاشیهنشین و جلب محبوبیت عمومی (چالشی که یهودیان در هر کجای دنیا در بدو امر با آن مواجه هستند) تأسیس کرد.
 
با افتتاح مؤسسه‌ی آمیا در دهه‌ی 1920، بزرگ‌ترین جامعهی یهودیان در آمریکای لاتین تأسیس شد. به این ترتیب، دفتر مرکزی جدیدی در بخش بالوانرا (Balvanera) مستقر شد. در 1945 آمیا تبدیل به دفتر مرکزی فدراسیون یهودیان آرژانتین شد. این مؤسسه در ادامه، فعالیتهایش را تا سطح برقراری آموزشهای رسمی و غیررسمی، بازسازی بافتها و زیرساختهای کهنه و فرسوده و نیز فعالیتهای فرهنگی، نظیر ایجاد شرکتهای بیمهی بهداشتی و رفاهی ارتقا داد.
 
به این ترتیب، آمیا هم‌زمان با جنگ جهانی و وخامت وضعیت یهودیان اروپا، میرفت تا آرژانتین را به کانونی امن برای مهاجران و پناه‌جویان یهود تبدیل کند. کانونی که از قضا تجربهی موفقتری از سردمداران «ارض موعود» رؤیایی یهودیان ارائه میداد و با اوج گرفتن بحرانهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در سرزمینهای اشغالی، به سایهای سنگین بر سر حاکمان رژیم صهیونیستی تبدیل شد.
 
خویشتن‌داری جمهوری اسلامی و پاسخهای مستدل و منطقی و محکمه‌پسند ایران به اتهامات واهی واردشده در پروندهای که سراسر پُر است از اسنادی که ساختهی ائتلاف صهیونیستها با قاضی آرژانتینی پرونده و فشار بر دستگاه قضایی آرژانتین است از یک سو و ورود نقشآفرینان بینالمللی نظیر دیوان عالی پلیس بین‌الملل از دیگر سو، عواملی است که دستگاه قضایی آرژانتین و دولت این کشور را به ادامهی این روند فرسایشی و پرهزینه، بیعلاقه میسازد.
 
و اما پروندهی انفجار...
 
بلافاصله پس از وقوع انفجار و کشته شدن ده‌ها تن و ویران شدن ساختمان مرکزی «آمیا»، مقامات آرژانتینی، ایران را مسئول طراحی این حمله به مرکز یهودیان در آرژانتین و حزب‌الله لبنان را عامل اجراکنندهی آن معرفی کردند. این موضعگیری، به صورتی شتابزده و با فاصلهی اندکی از زمان انفجار اعلام شد و سردمداران آرژانتین و صاحبان صهیونیستی مؤسسه‌ی آمیا، که گویی برای اثبات این ادعا خود را بینیاز از ارائهی دلیل و مدرک می‌دیدند، پروندهای را به منظور بررسی اتهامی که متهمین آن از قبل معرفی شده بود گشودند. در ابتدای امر مسئولیت این پرونده به «خوان خوزه گالئانو»، قاضی فدرال آرژانتینی، سپرده شد و او پس از تحقیقات، بازجویی‌ها و پیگیری‌های مفصل، فرضیه‌ای را مطرح ساخت مبنی بر اینکه بمب‌گذاری آمیا، توسط حزب‌الله لبنان و با هدایت و حمایت ایران طراحی و اجرا شده است.
 
قاضی آرژانتینی، بدون اینکه سند و مدرکی دال بر اثبات ادعای خود در دست داشته باشد و حتی بدون آنکه نشانهای از عاملی که ادعا میشد به صورت انتحاری و از درون یک خودروی رنوی ون انفجار را ایجاد کرده است ارائه دهد، این اتهام را در شرایطی پس از چندین سال از وقوع انفجار و تنها با یک فرضیه (انتقام ایران از دولت وقت آرژانتین جهت لغو قراردادهای تأمین مواد و فناوری هسته‌ای مربوط به دوران حکومت رائول آلفونسین و خودداری از ارسال محموله‌های خریداری‌شده به ایران) متوجه حاکمیت جمهوری اسلامی کرد که اولین مجموعهی اسناد دربارهی صحت این ادعا، نه سال پس از وقوع آن و در سال 2003، توسط سرویس اطلاعاتی آرژانتین (SIDE) به دستگاه قضایی آن کشور ارسال شد. گزارشی که اسناد آن، کاملاً در راستای ادعاهای پیشین مقامات سیاسی و قضایی آرژانتین تنظیم شده بود.
 
این گزارش دارای مستندات و دلایل ساختگی و اطلاعات غیرحقیقی بسیاری بود و گالئانو با استناد به آن در پنجم مارس 2003 (14 اسفند 1381)، طی حکم اول خود، قرار بازداشت چهار نفر از کارگزاران و دیپلمات‌های سابق جمهوری اسلامی ایران را صادر کرد. حکمی که در مرحلهی بعد، با صدور احکام بین-المللی برای هشت دیپلمات ایرانی، ابعاد جهانی پیدا کرد. بر همین اساس، حتی «هادی سلیمانپور»، سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین نیز در بیست‌ویکم آگوست سال 2003 (30 مرداد 1382) در شهر دورهام انگلیس با دستور بینالمللی گالئانو دستگیر شد و هرچند وی پس از مدتی، با قرار وثیقه از زندان آزاد شد، اما نهایتاً یک سال بعد بود که وزیر کشور انگلیس با اعلام اینکه شواهد کافی برای اثبات اتهامات مطروحه از سوی قاضی آرژانتینی ارائه نشده است، دستور منع تعقیب آقای سلیمان‌پور را صادر کرد و در روز بعد، یعنی 13 نوامبر 2003 (22 آبان 1382)، دادگاه انگلیس در جلسه‌ی پانزده‌دقیقه‌ای، حکم نهایی را مبنی بر بی‌گناهی و تبرئه‌ی سلیمان‌پور صادر و پرونده را رسماً مختومه اعلام کرد.
 
به این ترتیب، در حالی که به نظر میرسید طراحان این پرونده‌ی پیچیده علیه نظام جمهوری اسلامی، گام به گام به اهداف خود میرسیدند و موفق شده بودند که تا آن مرحله، با گشودن میدان مقابله‌ی سیاسی و حقوقی، در گستره‌‌ای بینالمللی، عرصه را بر مقامات کشورمان تنگ کنند، به ناگاه شکست خوردند. پروژهای که در پروندهی کشتار در رستوران میکونوس آلمان(2) نیز طراحی شد و به شکست انجامید و اکنون نیز در ماجرای پروندهی هستهای و در سطحی بسیار مبتذلتر، در پروندهی ادعایی دیدهبان حقوق بشر، علیه کشورمان در جریان است.
 
عزل گالئانو و ورود پرونده به فاز جدید
 
مقامات رسمی کشورمان، از همان ابتدای گشوده شدن پرونده و متوجه ساختن اتهامات و صدور احکامی علیه جمهوری اسلامی، هر گونه ادعای دست داشتن کشورمان در این انفجار را رد میکردند و آن را تلاشی مذبوحانه به منظور فشار جهانی علیه کشورمان برمیشمردند. با توجه به صدور حکم بین‌المللی دستگیری 12 تبعه‌ی ایران توسط قاضی گالئانو و معتبر شناخته شدن آن، دولت جمهوری اسلامی ایران در سال 2004 با ارسال لوایح حقوقی و با بیان ادله‌ی محکم به پلیس بین‌الملل، خواهان لغو قرارهای بازداشت بین‌المللی اتباع ایران از سوی آن سازمان شد.
 
اینترپل با مطالعه‌ی اسناد و گزارش‌های ارسالی از طرف ایران، مبادرت به تعلیق قرارهای بازداشت کرد؛ اقدامی که با اعتراض آرژانتین مواجه شد و مجمع عمومی سالانه‌ی اینترپل، یک سال بعد نیز پس از بحث و بررسی تقاضای جمهوری اسلامی ایران، سرانجام به لغو قرارهای بازداشت 12 ایرانی رأی داد. رئیس این سازمان در پایان جلسه با اعلام اینکه «قاضی آرژانتینی که حکم بازداشت این 12 نفر را صادر کرده، در رسیدگی به پرونده‌ی آمیا مرتکب خلاف شده و به یکی از شهود دادگاه رشوه داده است، عملاً خط بطلان بر کلیه‌ی اتهامات و شایعات درباره‌ی دست داشتن برخی از اتباع ایران در انفجار آمیا کشید.»(3) پس از آشکار شدن این افتضاح قضایی آرژانتین، شورای عالی قضایی این کشور، پس از چند سال پافشاری بر مواضع ادعایی قاضی پرونده، نهایتاً در تاریخ سوم آگوست 2005 (12 مرداد 1384) حکم به عزل قاضی گالئانو از منصب قضاوت داد.
 
پروندهی گالئانو مملو از فساد، رشوه و خرابکاری در فرآیند دادرسی در پروندههای مختلف بود. اتهامی که به اعتبار آن می‌شد دعاوی مطروحه توسط وی در پروندهی انفجار آمیا را زیر سؤال برد، اما گشوده شدن پرونده-ای جدید و فرآیند بازجوییهای مجدد، ابعاد تازهای را به پروندهی آمیا بخشید؛ چرا که قاضی تازه‌وارد پرونده، «رودلفو کانیکوبا کورال» نیز درخواست صدور حکم جلب نه نفر، از جمله علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی و علی‌اکبر ولایتی (رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه‌ی وقت جمهوری اسلامی ایران)، توسط پلیس بین‌الملل را صادر کرد. هرچند پلیس بین‌الملل، تنها برای شش تن از این افراد حکم جلب بین‌المللی صادر کرد.
 
آنچه در میان این فهرست اسامی جلب توجه میکند سطوح و مناصب متفاوت و بعضاً نامتوازن این شخصیت‌هاست. به گونهای که یک سر طیف آن را وزیر اطلاعات و فرمانده‌ی سپاه پاسداران تشکیل میدهند و در سر دیگر این طیف، شهید عماد (رئیس وقت ستاد عملیات ویژه‌ی حزب‌الله لبنان)، محسن ربانی (رایزن فرهنگی وقت سفارت جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین و امام جماعت مسجد شیعیان بوینوس آیرس) و احمدرضا اصغری (دبیر سوم پیشین سفارت جمهوری اسلامی ایران در آرژانتین) قرار دارند.
 
به این ترتیب، مقامات آرژانتین مدعی بودند که به فهرستی از عوامل طراح و مجری انفجار آمیا دست یافته‌اند. اما نکتهی جالب در این میان اتهاماتی است که بر اساس اسناد ساختگی قاضی آرژانتینی متوجه برخی از این افراد بوده است. برای مثال، ادعا شده بود که محسن ربانی در نوامبر 1993 با دلالان خودرو در بوینوس آیرس دیدار داشت و درخواست خرید یک خودروی «رنو ون» را (از همان نوع خودرویی که ادعا شد بعداً در بمب‌گذاری آمیا مورد استفاده قرار گرفته بود) مطرح کرده بود. این امر به خودی خود، از یک طراحی گسترده و در عین حال، پیچیده و چندوجهی برای جمهوری اسلامی خبر می‌داد. پروندهای که با حجم گستردهای از اسناد جعلی و غیرمرتبط، تشکیل شده بود؛ به گونهای که نیسمن‌، دادرس‌ این‌ پرونده،‌ تصریح‌ کرد: «با وجود‌ فضای‌ زیاد و شمار قابل ‌توجه‌ افراد، به‌ علت‌ حجم‌ فوق‌العاده‌ی‌ مطالب این‌ پرونده،‌ عملاً‌ ادامه‌‌ی تحقیقات‌ غیرممکن‌ شده‌ است‌ و پرونده‌ پیشرفتی‌ نداشته‌ است‌‌. او برای اولین بار اذعان کرد که قطور کردن پرونده‌ یکی‌ از ترفندهای‌ صهیونیست‌ها برای‌ انحراف‌ این‌ تحقیقات‌ بوده است.»(3)
 
این روند مورد اعتراض منطقی وزارت خارجه‌ی جمهوری اسلامی نیز قرار میگیرد؛ به گونهای که این وزارت-خانه با صدور بیانیهای از اینکه واقعیت در مورد این اقدام جنایت‌کارانه پس از وقوع، گرفتار توطئه‌ها و بازی‌های سیاسی شده و مقامات قضایی وقت آرژانتین (که اکنون اعمال غیرقانونی آن‌ها افشا شده و در این رابطه توسط دادگاه نیز متهم شده‌اند) با نشانه گرفتن انگشت اتهام خود به سوی بعضی از اتباع جمهوری اسلامی ایران، تحقیقات قضایی را منحرف کرده‌اند و موجب فرار مرتکبین واقعی این جنایت از چنگال عدالت شده‌اند، انزجار خود را اعلام کرد و از ادامه‌ی این روند توسط افرادی که از آن زمان در قوه‌ی قضائیه‌ی آن کشور باقی ‌مانده‌اند، اظهار تعجب نمود.
 
و سرانجام... یافتن متهم
 
به مرور زمان و با طولانی شدن فرآیند رسیدگی به پرونده، ابعاد جدیدی از آن برای دستگاه قضایی آرژانتین آشکار میشود. پروندهی انفجار آمیا، با گذشتن قریب به دو دهه از آن، به مسئلهای دردسرساز برای دادگاه آرژانتین تبدیل شده است؛ به گونهای که هرازگاهی قربانیانی از میان قضات آرژانتینی نیز میگیرد. اهمیت سیاسی موضوع نیز با دچار مرور زمان شدن آن، رفته‌رفته کمرنگ میشود.
 
خویشتن‌داری جمهوری اسلامی و پاسخ‌های مستدل و منطقی و محکمه‌پسند ایران به اتهامات واهی واردشده در پرونده‌ای که سراسر پُر است از اسنادی که ساخته‌ی ائتلاف صهیونیست‌ها با قاضی آرژانتینی پرونده و فشار بر دستگاه قضایی آرژانتین است، از یک‌ سو و ورود نقش‌آفرینان بین‌المللی نظیر دیوان عالی پلیس بین‌الملل، از دیگر سو، عواملی است که دستگاه قضایی آرژانتین و دولت این کشور را به ادامه‌ی این روند فرسایشی و پرهزینه، بی‌علاقه می‌سازد.
 
لذاست که دادگاه فدرال آرژانتین سرانجام به واکاوی ریشه‌‌های این پرونده می‌پردازد و به وجود عوامل اصلی دیگری که تا کنون به دلیل فشار صهیونیستها و مطامع سیاسی آنان از نظر دور داشته شده بود، اذعان و اعتراف میکند. قاضی فدرال آرژانتین برای نخستین بار یک چهرهی صهیونیست را برای محاکمهی علنی به دادگاه فرامیخواند. «روبن‌ براخا»، رئیس‌ سابق‌ اتحادیه‌ی‌ سازمان‌های‌ صهیونیستی‌ آرژانتین، متهم‌ است‌ با هم‌دستی‌ مقامات‌ عالی‌رتبه‌‌ی آرژانتین،‌ از جمله‌ رئیس‌ وقت دستگاه‌ اطلا‌عاتی‌ این‌ کشور و گالئانو، قاضی سابق‌ فدرال،‌ در روند تحقیقات‌ قضایی‌ و پلیسی‌ انفجار‌ آمیا، اخلال و انحراف‌ ایجاد کرده‌ است‌‌.
 
این اقدام دادگاه آرژانتین، با اعتراض مقامات رژیم صهیونیستی مواجه میشود؛ اما دادگاه تجدید نظر نیز حکم دادگاه بدوی، مبنی بر اقامهی جرم علیه این مقام صهیونیستی را تأیید کرد تا برای نخستین بار، پای صهیونیستها نیز به پروندهای که از ابتدا کاملاً صهیونیستی بود، گشوده شود و دامی که آن‌ها برای فشار بین‌المللی علیه ایران و جبههی مقاومت گشوده بودند، دامن خودشان را نیز بگیرد. به نظر میرسید پروندهی انفجار آمیا روندی تازه را آغاز کرده باشد؛ روندی که با ارادهی دولت آرژانتین برای حفظ استقلال خود در بررسی یک پروندهی ملی، ورق را کاملاً به نفع ایران برگرداند.
 
توافق ایران و آرژانتین دربارهی سازوکار حقوقی بررسی پرونده‌ی آمیا
 
سرانجام و در جریان حضور هیئت ایرانی در مجمع عمومی سال گذشتهی سازمان ملل متحد، خبری از سوی خبرگزاریهای بین‌المللی مخابره شد که از گشایشی تازه در پروندهای کهنه حکایت میکرد. گشایشی که بیش از هر چیز موجبات خشم و نگرانی مقامات رژیم صهیونیستی را فراهم آورد. در جریان دیدار وزرای امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران و آرژانتین، که در محل سازمان ملل متحد در نیویورک برگزار شد، توافق شد که مذاکرات نمایندگان حقوقی دو طرف تا حصول مکانیسمی مشترک برای رسیدگی به موارد اختلافی میان دو کشور دربارهی پروندهی آمیا، که در تعارض با نظام‌های حقوقی ایران و آرژانتین نباشد، ادامه یابد.
 
پس از آشکار شدن افتضاح قضایی آرژانتینی‌ها، شورای عالی قضایی این کشور، پس از چند سال پافشاری بر مواضع ادعایی قاضی پرونده، نهایتاً در تاریخ سوم آگوست 2005 حکم به عزل قاضی گالئانو از منصب قضاوت داد. پرونده‌ی گالئانو مملو از فساد، رشوه و خرابکاری در فرآیند دادرسی در پروندههای مختلف بود؛ اتهاماتی که به اعتبار آن‌ها می‌شد دعاوی مطروحه توسط وی در پروندهی انفجار آمیا را زیر سؤال برد.
 
به این ترتیب، دولت آرژانتین میپذیرفت که درباره‌ی انفجار آمیا، هیچ گونه درخواستی یک‌سویه دربارهی اتباع دولت ایران، که در تعارض با قوانین و عرف حقوقی دولت جمهوری اسلامی باشد، به کشور ما و مراجع بینالمللی ارائه ندهد. خبری که در جریان سخنرانی «کریستیانا فرناندز»، رئیسجمهور آرژانتین، در مجمع عمومی سازمان ملل نیز رسماً اعلام شد و مطابق انتظار، اعتراض مقامات رژیم صهیونیستی را در پی داشت. صهیونیستها ابتدائاً به نشانهی اعتراض به توافق دولت آرژانتین با ایران به بوینوس آیرس سفر کردند. وزارت خارجه‌ی رژیم صهیونیستی با صدور بیانیهای اعلام کرد که هر گونه توافقی بدون استرداد متهمان این واقعه به این رژیم و نیز پرداخت غرامت به خانواده‌های کشته‌شدگان مورد پذیرش نخواهد بود. این هیئت همچنین در جریان سفر به بوینوس آیرس، از مقامات این کشور خواستار ارائهی توضیحاتی بیشتر دربارهی چگونگی توافقات با ایران شده بود که مقامات آرژانتین ارائهی آن را به مقامات صهیونیستی فاقد ضرورت دانستند و از ارائهی آن خودداری کردند.
 
به این ترتیب، رژیم صهیونیستی بازندهی بزرگ پروندهی آمیا لقب گرفت؛ پروندهای که به نحوی پیش رفت که هیچ یک از اهداف این رژیم را محقق نساخت. صهیونیستها حتی با اعمال فشار بر دادگاه آرژانتین نتوانستند محکومیتی علیه مقامات و اتباع ایرانی از دادگاه بگیرند. در عوض، تلاشهای غیرقانونی و تخلفات این رژیم در دادگاه آرژانتین افشا شد و پای یک مقام یهودی‌ـ‌صهیونیست هم به دادگاه آرژانتین کشیده شد. پلیس بین‌الملل نیز اسناد ارائه‌شده در لایحهی حقوقی ایران را پذیرفت و یک بار، حکم دادگاه آرژانتین در تعقیب بینالمللی مقامات و اتباع جمهوری اسلامی ایران را تعلیق کرد.
 
از سوی دیگر نیز پروژهی اعمال فشار و انزوای بینالمللی دولت ایران پس از کش‌وقوسی دودههای، به مذاکره با دولت ایران انجامید. مذاکرهای که در نتیجه، به پذیرش اِعمال قواعد حقوقی حاکم بر دادگاه‌های ایران دربارهی پروندهای بینالمللی انجامید که هدف آن محکومیت جمهوری اسلامی بود.(*)
 
پینوشتها:
 
برگردان از مدخل انگلیسی ویکیپدیا.
 
در ماجرای ترور میکونوس که در رستورانی به همین نام، واقع در برلین آلمان و در تاریخ 17 سپتامبر 1992 رخ داد، تعدادی از سران احزاب کُرد به قتل رسیدند. دادگاه، جمهوری اسلامی را به زمینه‌سازی برای این ترور محکوم کرد و فردی به نام کاظم دارابی از اتباع ایرانی مقیم آلمان را به همراه چند تن دیگر به این جرم دستگیر و به حبس ابد محکوم کرد. البته کاظم دارابی 10 دسامبر 2007، پس از تحمل 15 سال حبس، از زندان آزاد شد و به ایران بازگشت.


برچسب‌ها: آمیا, گالئانو, رژیم صهیونیستی
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 23:10  توسط علی  | 


بعداز حماسه مردم ایران در24 خرداد شاهد خلق دو حماسه دیگر توسط ورزشکاران کشورمان بودیم . یکی صعود قاطع دلاور مردان!!! فوتبال کشورمان به جام جهانی ودیگری افتخاری افرینی شگفتی سازان والیبال ایران در لیگ جهانی . نکته ای که بسیار عجیب به نظر می اید مصادره این دو حماسه ورزشی توسط جریان جدید حاکم و طرفدارانش هست با اینکه این حادثه مربوط به تلاش مسئولان ورزشی  دولت گذشته است . جریان جدید با  ترفند های رسانه ای سعی در مصادره این دو حماسه  دارد. به گونه ای که در جامعه این گونه جلوه داد که این دو حماسه متعلق به تلاش های دولت آینده است !!! تیم رسانه ای دولت آینده شادی ونشاط مردم از دو حماسه را به پای خود نوشت اما کجاست انصاف ! 

زمانی که  کاروان المپیک کشورمان با کسب  12 مدال بهترین عملکرد را طی سالیان گذشته داشت عده ای نقش دولت را در آن کمرنگ کردند .حال امروز به دولت آینده تبریک می گویند این ورزشکاران عدم مدخل در امر سیاست ! برای حمایت از دولت متبوعشان سر تا پا نشناخته وهر موفقیت ورزشی در کشور را پای دولت بعدی می نویسند. جالب است . اما اگر جریان دیگری حاکم باشد، موفقیت تیم ملی می شود فرصت سوزی ملی ودرجا زدن! موفقیت های تیم ملی والیبال می شود تلاش فدراسیون نه دولت و کلا سیاست های ورزشی می شود بردن ورزش کشور به پرتگاه خطر!

 

کلا این سیاستمداران روی ضمیر ناخودگاه مردم کار می کنند ودر بزنگاههای حساس سعی در مصادره و برجسته سازی دارند ودوحالت منفی وخوب می سازند . سپس مخاطب را نسبت به آن شرطی می کنند این دید منفی باعث می شود خوبیها ی حریف دیده نشده وخوبی های خودی هرچند کم دیده شود.

راستی یادم رفت به علت درست شدن کولرمان که ناشی از تاثیر دولت تدبیر وامید است تشکر  کنم ممنون آقای روحانی!


برچسب‌ها: حماسه ورزشی, مصادره سیاسی, فوتبال
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 15:20  توسط علی  | 

وحيد يامين پور در صفحه شخصي خود در شبكه اجنماعي نوشت:

امیدوار بودم پیام دیشب رهبر انقلاب، زبان دراز شماتت کنندگان را ببندد؛ اما ظاهرا عصبانیت آنها بیش از تصور ماست. کار را به بددهنی و توهین به علما هم کشانده اند. 
 
اما چرا تقلب گفتمانی برخی اصولگرایان با مفهوم بی مبنای «صالح مقبول» چنین شکستی خورد؟ حتی عموم مردم می دانستند که با آمدن هاشمی یا نماینده ی او به انتخابات، رأی «معیشتی» و خاکستری مردم به سمت او خواهد رفت. آیا فهمیدن این مسأله کار سختی بود؟ و مگر قالیباف و ستادهایش پس از ثبت نام هاشمی در انتخابات برای دو روز کامل به کما نرفتند و مگر او به یکباره در موضع حمله به هاشمی درنیامد تا تمایزی قلابی میان خود و او درست کند؟!
 
آیا مشاوران قالیباف می خواستند از او برساخته ای خنثی و بی خاصیت بسازند که نه دل حزب الهی ها را به سمت خود بکشد و نه نظر معیشتی ها را جلب کند؟!
 
او از پیش باخته بود. تونل ها و بزرگراه های تهران نه برای امت حزب الله مهم بود و نه برای اصلاح طلبان مهمتر از مفاهیم پربسامدشان مانند آزادی ونه کافی برای جلب آراء معیشتی. که اگر غیراز این بود بعد از خارج شدن کلمه ی «گاز انبر» از دهان حسن روحانی، همه ی زحمات تبلیغاتی شان به باد نمی رفت.
 
مشاورانش می خواستند او برای حزب اللهی ها در اندازه ی جلیلی باشد و برای آراء معیشتی در اندازه ی هاشمی! به همین خاطر گاهی همزبان با رضایی و روحانی به سیاه نمایی رو می آورد و گاهی همزبان با حداد و جلیلی انقلابی گری میکرد! این ساده لوحی بود که تصور کنیم با خرج های ده ها میلیاردی می توان نقص های گفتمانی را ترمیم کرد و یک «برساخته ی رسانه ای» را بجای نسخه ی اصل جا زد.
 
اطرافیان قالیباف توقع داشتند بزرگانی چون ولایتی و حداد عادل با آن سرمایه ی فرهنگی و اعتبار داخلی و بین المللی بیایند و هرچه دارند را خرج او بکنند! خرج چه «چیز»ی؟ این «چیز» چیزی جز قدرت و ثروت بود؟ او در کانون قدرت و ثروت بود. یحتمل آنها که خواب این دو را می بینند راحت خام می شوند ولی آنانکه اهل تمیز نسخه های اصل از بدل هستند اعتبارشان را خرج پول و قدرت نمی کنند. فهمیدن این مطالب خیلی سخت بود؟ سخت نبود؛ به همین دلیل حتی حامیان او هم از اینکه آشکارا نامش را ببرند ابا داشتند. ولی اطرافیان و مشاوران از فرط تمامیت خواهی و انحصار طلبی چشم بر واقعیات بستند و بر طبل اختلاف کوبیدند.
 
چرا حتی به اندازه ی انگشتان یکدست نخبه ی دانشگاهی و دینی و گفتمانی حاضر نشدند در انتخابات از قالیباف حمایت کنند؟ چرا صفارهرندی هیچ نگفت؟ چرا پناهیان بلافاصله به تکذیب گرایشش به او پرداخت و پشت جلیلی ایستاد؟ چرا حتی یاران دیرین آقای شهردار نظیرفدایی و جمعیتش او را رها کردند و سعی کردند گرایش های گفتمانی شان را با حمایت از حداد و جلیلی ترمیم کنند؟ چرا مسوولین سابق ستادش یعنی زاکانی و نشریه اش، حدادو جلیلی را اصلح دانستند و هیچ سخنی از او به میان نیاوردند؟ چرا حتی کسانی مانند شریعتمداری، سلیمی نمین و جواد لاریجانی ترجیح دادند در لیست حامیان جلیلی دیده شوند تا قالیباف؟
 
اینها ربطی به پایداری یا علامه مصباح یزدی دارد؟ خیر؛ کمی تأمل می خواهد والبته اگر کینه توزی ها اجازه ی تامل بدهد.
 
حالا که انبوه رسانه ها و نظرسنجی و نظرسازی ها نتوانست برساخته ی رسانه ای قالیباف را «صالح مقبول» کند، زبان به شماتت کسانی می گشایند که عریان بودن پادشاه را نشان داده اند. ما از رای دادنمان به جلیلی پشیمان نیستیم. دست کم گفتمان اصیل انقلاب نماینده ی درخوری داشت. نماینده ای که برساخته ای رسانه ای نبود. ما دربرابر معیارهای روشن رهبری، تقلب گفتمانی نکردیم تا با تعبیر بی مبنای صالح مقبول، همه چیزمان بر باد نرود. همه ی شرکت کنندگان در انتخابات مأجورند ولی آنانکه امروز از فرط عصبانیت زبان شماتت بر حزب الله گشوده اند، عرض خود می برند و عقوبت آخرت می خرند.
 
پ ن1: بدترین کار در این شرایط شماتت همدیگر است. اما ظاهرا این جماعت مدعی نیت کرده اند که تمام عقده ها و کینه هایشان را سر رفقای ما خالی کنند. این نامردی است. نیتم از نوشت این متن همین بود...
 
پ ن2: کاش مشاوران قالیباف با او این کار را نمیکردند تا ذخیره ی انقلاب باقی بماند. قالیباف می توانست تا دست کم 6 دوره ی دیگر کاندیدای ریاست جمهوری باشد. اما...
 
پ ن3: کسانی که همچنان بخواهند زبان به شماتت دراز کنند و بی ادبی کنند بلاک می شوند

برچسب‌ها: حماسه 92
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 15:39  توسط علی  | 

1در انتخابات کاملا قابل پیش بینی ائتلاف سبز بر اتحاد سفید پیروز شد وبه جز عباس شیبک آن همبه علت محبوبیت در شهر به علت قهرمانی های متعدد در ورزش های رزمی به عنوان نفر چهاردهم راه یافت .البته  بعضی نفرات اتحاد سفید به عنوان اعضای علی البدل انتخاب شده اند.

1-محمد امیر براهویی ائتلاف سبز

2-فریبا برنائی بجد   ائتلاف سبز

3-مهین جدیدالاسلامی قعله نو   ائتلاف سبز

4- عبدالناصر دوخ گرگیج   ائتلاف سبز

5- مشتاق احمد ریگی    ائتلاف سبز

6- پرویز سارانی             ائتلاف سبز

7-عبدالله شاهوزهی       ائتلاف سبز

8-عطالله شه بخش         ائتلاف سبز

9-محمود گمشادزهی      ائتلاف سبز

10-منصورکهرازهی          ائتلاف سبز

11-عبدالناصر ناروئی        ائتلاف سبز

12- مهدی نخعی مقدم    ائتلاف سبز

13 -امین الله نقشبندی    ائتلاف سبز

14-عباس شیبک  اتحاد سفید

15-سید شیر علی حسینی ناروئی ائتلاف سبز

اعضای علی البدل

1-محمد كیخا اتحاد سفید

2-شهرام ریگی حسین آبادی ائتلاف سبز

3-فاطمه زیركی اتحاد سفید

4-، علی خزائیان اتحاد سفید

5-شاهین مهنا اتحاد سفید

6- عبدالحمید دهمرده  اتحاد سفید

7-مهری نخعی  اتحاد سفید


برچسب‌ها: انتخابات, انتخابات شورای شهر زاهدان, اعلام نتایج
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت 15:35  توسط علی  | 

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای فرمودند: سرنوشت کشور و سعادت ملت، وابسته به حضور و انتخاب مردم بوده و این رأی ملت یک امانت و حق‌الناس در دست مسئولان برگزاری انتخابات است.

                                 

خبرگزاری فارس: سرنوشت کشور وابسته به حضور و انتخاب مردم/ رأی ملت یک امانت و حق‌الناس است

حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در اولین دقایق آغاز رأی‌گیری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و چهارمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا با حضور در محل صندوق سیار 110 در حسینیه حضرت امام خمینی(ره)، آرای‌شان را به صندوق انداختند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تبریک اعیاد شعبانیه، حضور مؤثر، بهنگام، همگانی و پرشور ملت در انتخابات را دارای اهمیت فراوان دانستند و تأکید کردند: مردم عزیز ایران با شوق و انگیزه وارد صحنه انتخابات شوند و بدانند سرنوشت کشور و سعادت ملت، وابسته به حضور و انتخاب آن‌هاست.

رهبر انقلاب اسلامی، تأثیر اساسی حضور مردم در سرنوشت کشور را دلیل تبلیغات منفی و متراکم مخالفین و دشمنان ملت خواندند و افزودند: دشمنان تلاش زیادی کردند که با ایجاد یأس و بدبینی، مردم پای صندوق‌های رأی نیایند و برای تحقق این هدف، پا را از کارشکنی‌های رسانه‌ای نیز فراتر نهادند و در این دوره، سیاستمداران و شخصیت‌های غربی وابسته به جبهه دشمن، بطور علنی علیه حضور مردم فعالیت می‌کنند.

ایشان با اشاره به اظهارات مقامات آمریکایی که گفته‌اند ما انتخابات ایران را قبول نداریم، خاطرنشان فرمودند: نظر دشمنان، هیچ‌گاه اهمیتی برای مردم ایران نداشته و ملت همیشه خودش تشخیص داده که به چه چیزی نیاز دارد و مصلحت کشور در چیست و بر همان اساس نیز انتخاب کرده و خواهد کرد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با توصیه به عموم مردم برای حضور اول وقت در پای صندوق‌های رأی، در خصوص انتخابات ریاست جمهوری افزودند: هیچ‌کس حتی نزدیکان، از رأی بنده اطلاع ندارند و مردم وظیفه دارند در خصوص انتخابِ خود، تحقیق کنند.

رهبر انقلاب اسلامی در رابطه با انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز خاطرنشان کردند: بنده در این انتخابات به 31 نفر رأی دادم که برخی از آن‌ها را از نزدیک می‌شناختم و برخی افراد دیگر را بر اساس اعتماد به یکی از فهرست‌ها انتخاب کردم.

معظم‌له همچنین با اظهار امیدواری در خصوص اینکه نتیجه انتخابات در جهت خیر کشور و مردم و موجب سعادت و رفاه مادی و معنوی ملت باشد، خطاب به برگزارکنندگان انتخابات تأکید کردند: رأی مردم یک امانت و حق‌الناس است که در دست مسئولان صندوق‌ها و شمارش‌کنندگان آرا قرار دارد و باید در این زمینه دقت زیادی به خرج داده شود.


برچسب‌ها: امام خامنه ای, انتخابات, حماسه سیاسی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1392ساعت 16:42  توسط علی  | 

مطالب قدیمی‌تر