
دانلود بروشور انقلاب در بیان مطهر
روزنامه آلماني هندلزبلات ضمن انتشار اين تحليل نوشت: احمدي نژاد مي خواهد مشاورش اسفنديار رحيم مشايي را هر طور كه شده به عنوان نامزد انتخابات رياست جمهوري در ژوئن از مانع شوراي نگهبان رد كند.مشايي از مدتها پيش مشاور نزديك احمدي نژاد است و دخترش با پسر رئيس جمهور ازدواج كرده است. احمدي نژاد براي اينكه مشايي را در فهرست نامزدهاي رياست جمهوري بياورد بايد به چيزي برسد كه تاكنون نتوانسته است؛ پيروز شدن در رويارويي با حافظان جمهوري اسلامي.
به گزارش کیهان، اين روزنامه با بيان اينكه تحليل گران در مجموع بخت مشايي براي تأييد صلاحيت را خيلي كم مي دانند، نوشت: احمدي نژاد از سالها پيش مي كوشد مشايي را به عنوان جانشين احتمالي خود مطرح كند و اكنون ظاهراً نمي خواهد از نامزد ديگري حمايت كند كه كمتر مورد مناقشه باشد. وي اخيراً خيلي جاها با مشايي ظاهر شده تا شوراي نگهبان را قانع كند كه فرد محبوبش بيش از حد سرشناس است كه بتوان او را رد كرد(!) ... اما او در گذشته در اين هدف ناموفق بود. وي در سال 2009 مشايي را معاون اول خود كرد اما بعد بايد به توصيه رهبري از او فاصله مي گرفت. ظاهراً مشايي به احمدي نژاد در اختلاف نظرش با رهبري در سال 2011 بر سر وزير اطلاعات مشاوره مي داده است. رئيس جمهور يازده روز از كار دست كشيد در نهايت اما كوتاه آمد.
در همين حال وبسايت راديو زمانه در تحليلي خاطرنشان كرد: احمدي نژاد مطمئن است كه مشايي توسط شوراي نگهبان ردصلاحيت خواهد شد. اين فقط و فقط خواست اصولگرايان و شوراي نگهبان نيست، مطالبه مراجع تقليد و فقيهان هم هست كه او را اسلام ستيز و روحانيت ستيز به شمار مي آورند. مطابق اصل 115 قانون اساسي، «رئيس جمهور بايد از ميان رجال مذهبي و سياسي انتخاب شود كه واجد شرايط زير باشند؛ ايراني الاصل، تابع ايران، مدير و مدبر، داراي حسن سابقه و امانت و تقوي، مؤمن و معتقد به مباني جمهوري اسلامي ايران و مذهب رسمي كشور». به طور طبيعي شوراي نگهبان مشايي را «رجل مذهبي» و «معتقد به مباني جمهوري اسلامي» به شمار نمي آورد. آيت الله يزدي و آيت الله جنتي چندين بار گفته اند كه او را رد صلاحيت خواهند كرد.
راديو زمانه درباره احتمال برخي چالش ها نظير تهديد به استعفا يا مقابله با برگزاري انتخابات و يا بركنار كردن وزير كشور از سوي احمدي نژاد نوشت: وزير كشور در صورت بركناري مي تواند مانند ماجراي وزير اطلاعات با حكم حكومتي ابقا شود. اگر هم بگويند انتخابات را برگزار نخواهند كرد، بعيد است استانداران و فرمانداران روي اسب باخته شرط بندي كنند. حتي در صورت استعفاي رئيس جمهور مطابق اصل 131 قانون اساسي، «معاون اول رئيس جمهور با موافقت رهبري اختيارات و مسئوليت هاي وي را برعهده مي گيرد و شورائي متشكل از رئيس مجلس و رئيس قوه قضائيه و معاون اول رئيس جمهور موظف است ترتيبي دهد كه حداكثر ظرف مدت پنجاه روز رئيس جمهور جديد انتخاب شود، در صورت فوت معاون اول و يا امور ديگري كه مانع انجام وظايف وي گردد و نيز در صورتي كه رئيس جمهور معاون اول نداشته باشد مقام رهبري فرد ديگري را به جاي او منصوب مي كند.» بدين ترتيب، مي تواند انتخابات را در موعد مقرر 24/3/92 برگزار كند. حتي مطابق قانون اساسي مي تواند زمان برگزاري انتخابات را عقب بيندازد.
اين وب سايت وابسته به اپوزيسيون خارج كشور كه چند بار از برخي عملكردهاي حلقه انحرافي جانبداري كرده، تصريح مي كند: پيش فرض اصولگرايان اين است كه جريان مذكور فاقد نيروهاي اجتماعي سياسي است كه براي او به خيابان بريزند. اقشار محروم با وجود توزيع يارانه نقدي، مقلد روحانيت و رهبري هستند.
راديو زمانه اين را هم نوشته كه «وضعيت احمدي نژاد جشن عروسي هاشمي رفسنجاني است. ساختارشكنان نيز خشنود هستند كه فردي پيدا شده كه دائماً بالايي ها را بر هم مي ريزد و به نظام صدمه مي زند اما فراموش نكنيم كه خواستن يك چيز است و توانستن چيزي ديگر».
برچسبها: مشایی, رد صلاحیت, انتخابات
آغاز به كار دولت دهم با گفتمان مقابله با استكبار وسخنراني دكتر احمدي نژاد در سازمان ملل وموضع گيري عليه استكبار و ايستادگي در پرونده هسته اي نويد بخش دولتي انقلابي ، فعال وكارامد وفصلي نوع در احياي گفتمان انقلاب اسلامي بود . ابتدا متكي سكاندار دستگاه ديپلماسي كشور در دولت بود اما سپس در يك اتفاق غير ديپلماتيك وخارج از شان متكي در سفر به سنگال بركنار وصالحي جاي اورا گرفت اما از لحاظ عملكرد دولت دهم نقاط قوت وضعفي داشت كه بايد به آن اشاره كرد
نقاط قوت سياست خارجه احمدي نژاد
1 -سياست هوشمندانه ، قوي وتهاجمي
دولت نهم و دهم با محوريت رييس جمهور سياست هوشمندانه اي براي مقابله با دشمنان انقلاب اسلامي پيش به طور مثال رييس جمهور در سازمان ملل زيركانه موضوع داشتن حق وتوي چند كشور را زير سوال برد ويا موضوع يازده سپتامبر را به چالش كشيد. ادبيات زيركانه احمدي نژاد در مقابله با سياست خارجه امريكا موجب افزايش توان ديپلماتيك ايران در جهان شد.
2 -احياي گفتمان اسلام در نفي استكبار وپذيرش ذلت
احياي گفتمان اسلام بر محوريت عدالت طلبي وادبيات توحيدي در دولت نهم در مقابله با استكبار چه در پرونده هسته اي ومذاكرات با غرب ،چه در دفاع از خط مقاومت و تعامل گسترده وارزشي با حزب الله لبنان نشان از بازگشت سياست خارجه به گفتمان اصيل انقلاب اسلامي در اين دولت داشت.
3-دفاع تمام قد از مستضعفين جهان به خصوص فلسطين
رهبر معظم انقلاب ضمن اشاره به مسئله فلسطين آنرا را وظيفه جمهوري اسلامي مي داند ايشان مي فرمايند:
مسئلهى غزه و مسئلهى فلسطين، مسئلهى ماست؛ مسئلهى اسلامى ماست؛ مسئلهى همهى مسلمين است و وظيفهى ماست. آنچه كه انجام هم ميدهيم، وظيفهى ماست؛ بر كسى هم منت نداريم؛ وظائفمان را انجام داديم.(1)
دولت با هوشمندي فراوان عليه جنايات فجيع صهيونيسم در برابر غزه ايستاد حمايت معنوي بي نظير دولت از گروههاي مقاومت هم چون حماس و حزب الله نشان از سياست خارجه انقلابي دولت داشت.
به طور مثال رييس جمهور در مورد حمايت از مقاومت در اجلاس سران سازمان همكاري هاي اسلامي به اين موضوع اشاره دارد.
افزايش مقاومت مردمي در برابر زيادهخواهي و توسعهطلبي صهيونيستها ضامن تثبيت و احقاق حقوق ملت فلسطين است، لذا ضمن تاكيد بر ضرورت مطالبه آزادي كامل سرزمين فلسطين بايد از اقدامات جوانان عزيز در برپايي خيمهها و گسترش مقاومت مردمي حمايت شود، چرا كه مقاومت رمز پيروزي و موفقيت آرمان فلسطين است.(2)
-4مبارزه با نظام سرمايه داري و تاكيد بر اصلاح نظم جهاني
احمدي نژاد در سخنراني هايش در سازمان ملل همواره به پايان دوران سرمايه داري اشاره مي كرد وانتقاداتي را به آن وارد مي نمود در عرصه اقتصادی، فقر و فاصله طبقاتی در حال گسترش است، مجموع بدهی خارجی فقط 18 کشور صنعتی جهان از مرز 60 تریلیون دلار گذشته است در حالی که بازگشت حتی نیمی از آن فقر را از صاحبان منابع و از جهان ریشه کن می کند، اقتصاد متکی بر مسابقه مصرف گرایی به بهره کشی از انسان به نفع عده ای معدود انجامیده است، خلق دارائیهای کاغذی، با اتکاءبه قدرت و تسلط بر مراکز جهانی اقتصاد، بزرگترین سوء استفاده تاریخ است و یکی از عوامل اصلی بحران اقتصادی است، گزارش شده است که تنها توسط یک دولت 32 تریلیون دلار دارایی کاغذی خلق شده است و برنامه ریزی توسعه مبتنی بر اقتصاد سرمایه داری، با حرکت در دایره بسته، موجب رقابت غیرسازنده و مخرب شده و در عمل شکست خورده است.(3)
نشان گرفتن سرمايه داري كه اساس وپايه نظام هاي اقتصادي غرب است از ابتكارات مهم در سياست خارجه دولت نهم بود. ايجاد جبهه اي براي مخالفت با كاپيتاليسم توانست گفتمان جديدي در مقابله غرب بسازد كه نظيرش را درجنبش 99 در صدي شاهد بوديم.
5-مبارزه مستمر با رژيم صهيونيستي
احمدي نژاد به سمبل مبارزه با صهيونيست در عرصه بين الملل تبديل شد.سمبلي كه نماد مبارزه فعال عليه صهيونيسم بين الملل و جنايات آن هاست .ترقيب ملل جهان براي حمايت از قدس از دستاوردهاي مهم دولت نهم است.
-6ديپلماسي قوي در ارتباط با ملل انقلابي به خصوص در آمريكاي لاتين
حضور فعال احمدي نژاد در آمريكاي لاتين و تعامل با آن ها سبب گسترش موج مبارزه با امپرياليسم در اين كشورها شد .
-7 ايستادگي در پرونده هسته اي
دولت دهم برخلاف دولت اصلاحات برابر غرب وخواسته هاي زورگويانه آن ها ايستاد واندكي در پرونده هسته اي رو به عقب و ذلت پذير آن حركت نكرد . به طوري كه مواضع غرب را از حالت تهاجي عليه ايران تعديل نمود . رهبر معظم انقلاب نيز بر اين موضوع اشاره دارد وآن را تاييد ونشان قدرت نظام در عرصه سياست خارجه مي داند.
در موضوع هسته ای، با وجود حجم بالای دروغ، جنجال و فشار بر ضد نظام اسلامی، كشورهای قدرتمند دنیا، نتوانستند به اهداف خود برسند، كه این موضوع بیانگر استحكام عظیم بنیانها و بنیه قوی نظام جمهوری اسلامی ایران است. (4)
نقاط ضعف دولت دهم
- 1منفعلانه عمل كردن دستگاه ديپلماسي به خصوص وزير امورخارجه
رهبر معظم انقلاب ضمن ترسيم مسئله ي ديپلماسي از وازت امورخارجه مي خواهد كه به مسئله ديپلماسي به صورت كيفي و جهت دار پرداخته شود
مسئلهى تحركت ديپلماسىِ جهتدار، برنامهدار، پخته، نافذ و اثرگذار باشد. ما هر چه در زمينهى ديپلماسى تحركمان بيشتر باشد، بهتر است. اين سفرهاى خارجى، ملاقاتهاى خوب و گفتگوهاى تلفنى، همهاش كارهاى لازم امروز ماست؛ هر چه حجم و كيفيت اينها را بالا ببريد، بهتر است. مسئلهى ديپلماسى مهم است(5)
باید دیپلماسی كیفی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و هر دیدار و یا سخن در عرصه دیپلماسی، كاملاً سنجیده و مبتنی بر پیش بینی های صحیح باشد.(6)
اما متكي وزير سابق امورخارجه رويكرد قوي در ديپلماسي با كشورهاي ديگر نداشت . به تعبيري مي توان اين ضعف را حلقه گمشده سياست خارجه دانست لازمه ي يك سياست انقلابي گسترش روبط با كشورهاي مسلمان ، انقلابي و تعامل گسترده با كشورهاي ديگر واستفاده از تمام ظرفيت ها براي برقراي ارتباط با كشورها از طريق سفارتخانه ها و مراكز فرهنگيست . كه وزارت امورخارجه نتوانست اين انتظارت را برآورده كند البته رويكرد صالحي وزارت خارجه نسبت به متكي عمل گرايانه وهوشيارت بود اما متاسفانه صالحي نيز توقعات را يراورده نكرد.
- 2منفعلانه عمل كردن در تحولات بيداري اسلامي
بیداری اسلامی فرصتی برای ایران پدید آورد تا با دیپلماسی فعال و مقتدرانه در صحنه بینالملل حضور یابد اما دراین زمینه برخی از تئوریهای غلط و نادرست سبب شد تا دستگاه دیپلماسی کشور آنگونه که باید در این زمینه فعال نباشد و همین مساله باعث شد تا دیگر رقبای جمهوری اسلامی ایران مثل ترکیه با برنامه ریزی مدون دیپلماتیک در زمینه تاثیرگذاری بر خیزشهای مردمی منطقه اقدام کنند.(7)
دستگاه ديپلماسي كشورمان در رابطه با بيداري اسلامي بسيار ضعيف عمل كرد. در طول بيداري اسلامي رايزني وزارت امورخارجه براي حمايت معنوي از انقلابيون غير قابل قبول بود دستگاه ديپلماسي كشورمان در تلاش براي ارتباط با كشورهاي انقلابي نظير مصر وتونس بسيار ضعيف ظاهر سد . درست كه سفر ريس جمهور بعد حدود يك سال از انقلاب مصر سفر خوب وپر دستاوردي بود اما اين سفر بسيار دير انحام پذيرفت
3-عدم استقلال وزرا
منتقدان براين عقيده اند كه وزير خارجه در جايگاه خود در دستگاه ديپلماسي كشورمان نيست و به تعبيري موازي كاري صورت گرفته با اين دستگاه و دخالت بي مورد در عزل ونصب شان وزارت را پايين آورده
4-ضعف دستگاه ديپلماسي كشور در مقابله با پروژه ايران هراسي وشيعه هراسي(ديپلماسي عمومي ضعيف)
آمریکا با به راه انداختن موج ایرانهراسی در تلاش است تا ایران را به عنوان یک دشمن بالقوه و خطری بزرگ برای منطقه معرفی کرده و کشورهای عربی منطقه را از نزدیک شدن به این کشور باز دارد. (8)در اين راستا دستگاه ديپلماسي كشورمان رايزنان فرهنگي وسفراي كشورمان در راستاي شفاف سازي ومقابله با اين پروژه در حد انتظار ظاهر نشد. دخالت افراد غير مسئول در انتخاب سفرا، عدم رويكرد فرهنگ محور و عدم به كار گيري تمام وكمال ظرفيت هاي موجود فرهنگي وسياسي حاكي از عدم موفقيت سياست خارجه در اين دولت دارد.
منبع:تنگه احد
منابع
1-بیانات در ديدار شركت كنندگان در افتتاحيهى همايش غزه 08/12/1388
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8952
2-سخنراني دكتر احمدي نژاد در نشست تخصصي "فلسطين"اجلاس سران سازمان همكاري هاي اسلامي
http://www.president.ir/fa/45072
3-سخنراني دكتر احمدي نژاد درمجمع عمومي سازمان ملل
http://www.yjc.ir/fa/news/4103968/مشروح-سخنان-دکتر-احمدی-نژاد-در-مجمع-عمومی-سازمان-ملل
4-ديدار وزير و مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤساى نمايندگیهاى ايران در خارج از كشور با رهبر انقلاب 09/12/1388
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=8955
5-بيانات در ديدار با رئيس جمهور و اعضاى هيئت دولت 06/06/1385
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3349
6-ديدار وزير و مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤساى نمايندگیهاى ايران در خارج از كشور با رهبر انقلاب 09/12/1388
http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=8955
http://daynews.ir/vdcgqn9q.ak93t4prra.htm7
8-http://farsnews.com/newstext.php?nn=13920109000130
ایشان در این باره نکات ارزشمندی را اجمالاً اشاره کردند که مهم ترین آنها بحث اهمیت انتخابات در جمهوری اسلامی بود و اینکه انتخابات، مظهر «حماسهی سیاسی» ، مظهر اقتدار نظام اسلامی ، مظهر آبروی نظام و نماد مردم سالاری دینی است و حضور در آن حق و تکلیف همه معتقدین به جمهوری اسلامی است.
اما نکته ی کلیدی و مهم دیگری که در باب انتخابات ، در بیانات ایشان توجهات را جلب میکرد ، بحث شاخص و ویژگی ای است که ایشان درمورد رئیس جمهور آینده مطرح کردند و آن عبارت بود از اینکه " آنچه ما برای رئیسجمهور آینده نیاز داریم، عبارت است از امتیازاتی که امروز وجود دارد، منهای ضعف هایی که وجود دارد."...

در ادامه ایشان اضافه کردند "این را همه توجه کنند؛ رئیسجمهورِ هر دورهای باید امتیازات کسبی و ممکنالحصول رئیسجمهور قبلی را داشته باشد، ضعفهای او را نداشته باشد. هر کسی بالاخره نقاط قوّتی دارد و نقاط ضعفی دارد. رؤسای جمهور ــ چه رئیسجمهور امروز، چه رئیسجمهور فردا ــ نقاط قوّتی دارند و نقاط ضعفی هم دارند. همهی ما همین جوریم؛ نقاط قوّتی داریم، نقاط ضعفی داریم. آن چیزهائی که امروز برای دولت و برای رئیسجمهور نقاط قوّت محسوب میشود، اینها باید در رئیسجمهور بعدی وجود داشته باشد، اینها را باید در خود تأمین کند؛ آن چیزهائی که امروز نقاط ضعف شناخته میشود ــ که ممکن است شما بگوئید، من بگویم، دیگری بگوید ــ این نقاط ضعف را باید از خود دور کند."
در اینجا به هیچ عنوان بدنبال این نیستیم که بخواهیم اثبات کنیم که منظور ایشان از این بیانات ، شخص خاصی است و یا ایشان به قصد حمایت از فرد خاصی این اشارات را داشته اند.خیر! اصلاً این مسئله را خود حضرت آقا در بیاناتشان به کلی رد کردند و بیان داشتند که "باید خودتان تحقیق کنید، ملاحظه کنید، دقت کنید، از انسانهای مورد اعتمادتان بپرسید، تا به اصلح برسید و اصلح را انتخاب کنید. رهبری، یک رأی بیشتر ندارد...اینجور نیست که کسی بیاید نسبت بدهد که رهبری نظرش به فلان است، به بهمان نیست. اگر چنین نسبتی داده شد، این نسبت درست نیست."
اما همواره همین طور بوده که بیانات معظم له در آستانه ی انتخابات و ارائه ی شاخص ها و معیارهایی از سوی ایشان ، چراغ راه و هادی مردم و پیروان ایشان در انتخاب بهترین گزینه و فرد اصلح است.
در واقع ایشان معیار ها و اصول را تبیین می کنند و این مردم بصیر هستند که می بایست با توجه به این شاخص ها ، فرد اصلح را یافته و در واقع مصداق عینی و حاضر معیارهای مطروحه را در هر دوره تعیین کرده و با حمایت از آن فرد در عرصه ی انتخابات ، حق خود را مطالبه کرده و تکلیف خود را ادا نمایند.
حال در نزدیکی انتخابات بوده و معیار از سوی امام جامعه مطرح شده است ؛ «دارا بودن نقات قوت رییس جمهور فعلی و نداشتن نقاط ضعف وی» .
اینک وظیفه ما چیست؟! آیا ارائه ی این شاخص از سوی معظم له جز با هدف یافتن حق برای ما است؟!
و حق بدون مصداق هم حق نیست.لذا باید با توجه به این شاخص و دیگر شاخص هایی که ایشان همواره مطرح می کنند ، فرد اصلح دارای این ویژگی ها را یافته و با حمایت از وی به دغدغه های رهبری و انقلاب نظام اسلامی جامه عمل بپوشانیم.
اکنون حدود 8 سال از عمر دولت فعلی و رئیس آن می گذرد.دولت و شخص رئیس جمهور فعلی در این مدت با فراز و نشیب ها و ضعف ها و قوت های فراوانی توأم بوده اند .نکات مثبت و نکات منفی که در طبیعت هر فرد و مجموعه ای بوده و هست و رئیس جمهور فعلی هم از این قاعده مستثنا نبوده و نیست.در اینجا بدنبال ارزیابی عملکرد دولت فعلی و نمره دادن به آن نیستیم ، بلکه بدنبال تعیین نقاط مثبت و منفی آن و استفاده از آنها بمنظور یافتن گزینه ی مطلوب برای انتخابات آینده هستیم.
هر فرد با انصافی به ساده زیستی ، پرتلاش بودن در خدمت ، دغدغه مندی عدالت گستری ، توجه و جمایت از محرومان ، روحیه ی استکبارستیزی و چندین و چند ویژگی مثبت و مطلوب رئیس جمهور فعلی ، در طول این چند سال اذعان دارد.مواردی که همواره مورد توجه و حمایت رهبری و مردم بوده است.اگرچه بسیاری از آنها مدتی است کم رنگ شده است ، اما به هر حال از ویژگی ها برجسته ی رئیس جمهور فعلی به شمار می آید.
در کنار این نکات مثبت ، دولت و شخص رئیس جمهور با کاستی ها ، ضعف ها و حواشی خاصی همراه بوده است که در طول این 8 سال ، بخصوص طی چند سال اخیر مورد نقد دوستان انقلاب و البته دستاویزی برای مغرضان و دشمنان انقلاب بوده است.
حال طبق این شاخص مطرح شده از سوی حضرت امام خامنه ای (مدظله العالی) می بایست بدنبال فردی بگردیم که در عین اینکه دارای این ویژگی های مثبت بوده ، حواشی و ضعف های موجود ، در وی وجود نداشته باشد.
در میان افرادی که در این مدت اخیر در رابطه با انتخابات ، نامشان بر سر زبان ها افتاده ، میتوان دکتر سعید جلیلی ، نماینده ی مقام معظم رهبری و دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره کننده ی ارشد کشورمان در مذاکرات هسته ای ، را فردی نسبتاً منطبق بر این شاخص یافت.
فردی که ساده زیستی و فرهنگ بسیجی او را میتوان در حضور بی آلایش و بدون هرگونه تشریفات وی در تجمعات مردمی نظیر راهپیمایی ها و... و یا سفرهای ایشان در خلال مذاکرات در کنار مردم و در هواپیمای معمولی مشاهده کرد.




و از همه مهم تر روحیه استکبار ستیزی و روح عزت ملی و اسلامی ایشان و توانمندی و تخصص وی در سیاست خارجی و تسلط بر مبانی اسلام در حوزه ی سیاست خارجی جامعه ی اسلامی است ، تا جاییکه وی دکترای خود را درباره ی "سیاست خارجی پیامبر اسلام(ص)" ارائه کرده و در دانشگاه ، "دیپلماسی پیامبر" تدریس می کند.که میتوان نمود آنرا در مذاکرات هسته ای این چند سال اخیر و نتایج حاصل از آن مشاهده کرد.(که مواردی از آنها را در اینجا می توانید بخوانید)
در کنار این نکات مثبت و ویژگی های مطلوب میتوان عاری بودن ایشان از حواشی و نکات منفی رئیس جمهور فعلی را بارزه ی مهمی دانست که قسمت دوم شاخص امام خامنه ای را تضمین می کند.
با این تفاسیر ما خود را موظف به حمایت از ایشان دانسته و تمام تلاش خود را در درجه اول بمنظور دعوت از ایشان برای حضور در عرصه ی انتخابات و در درجه ی بعد جهت موفقیت ایشان در عرصه ی انتخابات معطوف خواهیم کرد.
البته مسئله ای که هست ، این است که ، برخلاف طیف کثیری از سیاسیون که احساس تکلیف!!! کرده و خود را برای حضور تمام قد در انتخابات آماده کرده اند ،گویا ایشان تمایلی برای حضور در انتخابات ندارند و این وظیفه امت حزب الله و اقشار مختلف مردم انقلابی است که با دعوت های خود حجت را بر ایشان تمام کرده و ایشان را ملزم به حضور کنند.کاری که در چند ماه اخیر به خوبی توسط دانشجویان دانشگاه های سراسر کشور انجام گرفته و طومارهای عریض و طویل دانشجویان در دعوت از ایشان برای حضور در انتخابات ، جنبش انقلابی و خوبی از سوی این قشر تأثیرگذار بوده است.البته باید مواظب بود که این محبوبیت و این دعوت ها توسط گروه ها و احزاب خاصی مصادره نشده و از اقبال عمومی مردم انقلابی به "شخص" دکتر جلیلی ، به نفع حزبی خاص سوء استفاده ای اتفاق نیفتد.
در پایان از این بسیجی جانباز که یک پای خود را در میدان احساس تکلیفی بجا و بموقع ، در دفاع مقدس، از دست داده است ؛خواستاریم با حضور خود در عرصه انتخابات ریاست جمهوری و پیگیری و دمیدن روحی تازه در گفتمان انقلابی و سوم تیری ، یاوری تمام عیار برای امام مان خامنه ای در عرصه ی مبارزه با شیاطین زمان و همچنین آبادانی کشور عزیزمان ، ایران اسلامی ،باشد.
منبع:
حــــــِـــــذر
برچسبها: سعيد جليلي, بيانات رهبري, رئيس جمهور
بهانه اي شد تا به سبب اكران نوروزي رسوايي نقدي كوتاه اما ديرهنگامي در مورد آن بنويسم رسوايي محصولي ديگري از كار گردان اخراجي هاي پر فروش است . كار گرداني كه بايد اورا به جهت ساختن آثاري جذاب،غير كليشه اي ، مردم پسند ستود . تفاوتي كه رسوايي با ساير كارهاي ده نمكي داردآن است كه اين بار ده نمكي به روحانيت پرداخته وداستان زيبا وعرفاني را در مورد يك روحاني نقل مي كند علي رغم آنكه عده اي به رسوايي از باب فيلمنامه نقد دارند اما معتقدم هم شخصيت پردازي ده نمكي عالي بوده، هم داستان پردازي او كه بر گرفته از يك داستان قديميست به هر حال سنتي بودن داستان را فيلم فاقد جذابيت نكرده. آنان كه منتقد ده نمكي و فيلمش هستند اين نكته را بايد توجه داشته باشندمگر يوسف پيامبر در قرآن نبوده داستاني كه ما سالها از زبان بزرگان شنيده ايم اما فرج الله سلحشور با هنرش آن را به طور زيبا ومهيج به مردم عرضه مي كند از اين حيث نمي توان به ده نمكي اشكال گرفت . عده اي ديگر نيزنقد شان به داستان فيلم است و عدم امكان چنين داستاني جواب اين اشكال تراشي آن است كه چنين داستاني در تاريخ سابقه دارد (باكمي تاخير) دوما اين عده بيشتر سر جنگ شان با شخصيت روحاني داستان است وجودش در اين زمان منكر مي شوند كه جاي تعجب دارد ! اين نشان از جهل وكينه با گفتمان ارزشي دارد . عده اي نيز معتقدند اين داستان بيشتر شعاري ! ومحتوايي است و جاي آن در كتاب ها وروزنامه هاست ! مشكل اين آدم ها همان مشكل امروز ماست عدم توانايي عده اي در رساندن پيام دين به جامعه در قالب هنر هفتم است .

براي فهم كامل فيلم به موضوع فيلم بايد به سه كاركتر اصلي فيلم پرداخت:
حاج يوسف
رسوايي رنگ و بويي مردمي دارد رسوايي داستانيست در مورد يك عالم وارسته ، بي ادعا كه آبرو خود را فدا مي كند براي آنكه آبرو ديگري نرود. ده نمكي در فضايي اين فيلم را مي سازد كه عده اي در صدد آن اند كه روحانيت را از جامعه كنارگير ، منزوي و مذموم نشان دهند ده نمكي خواسته تا به مردم بفهماند حاج يوسف ها هنوز هستند حاج يوسف ها در جامعه مانده و دنبال حل مشكلاتند به تعبيري حاج يوسف آن روحانيست كه همه انتظارش را دارند روحاني عارف وارسته كه هواي نفسش را در وجودش كشانده ده نمكي با هوشياري تمام سعي برآن داشته تا شخصيت اصلي روحانيت را كه زير غبارآلوده رسانه هاي غرب براي بعضي ناشناس مانده را نشان دهد از اين منظر ده نمكي اثر بديعيست . نقش حاج يوسف را اكبر عبدي بازي مي كند ابتدا زماني كه دانستم عبدي عهده دار نقش روحانيست شگفت زده شدم ! اما زماني كه بازي اكبر عبدي را ديدم او را ستودم .عبدي به تمام معنا توانسته نقش شيخ يوسف رابازي كند آن چنان زيبا بازي كرده كه هنگام ديدن فيلم فراموش كردم كه عبدي بازيگر طنر است البته طنر خواه يا ناخواه در بهتر اجرا كردن نقش اين روحاني به اكبر آقا كمك كرد!
حاج شريف رسوايي
حاج شريف فرديست متضاد حاج يوسف فردي رياكار ، هوس ران، دغل
كه با پول خود وبه سبب قرضي كه از پدر افسانه دارد سعي در تصاحب دختر دارد واز هر
حربه اي استفاده مي گيرد خشك ومقدس مآبي او در برخورد با يوسف نماينگر بخش كوچكيست
كه به اين مرض گرفتارند البته پرداختن ده نمكي به اين موضوع در آثارش افراطيست وبه
نظر من لازم نيست به آن زياد و اين گونه برجسته پرداخته شود .
محمدرضا شريفي نيا بازهم در نقش يك فرد مقدس مآب البنته به گفته خودش اين اخرين بار است كه او در اين گونه نقش ها بازي مي كند داستان بر مي گردد به انساني مقدس مآب كه در ظاهر بر خورد به اصطلاح مقدسي دارد اما باطن چيز ديگري دارد در اين جا بايد به ده نكي نمره پاييني داد استفاده از شريفي نيا درا ين نقش كلشيه اي شده و مخاطب را در فهم داستان دچار شتابزدگي مي شود يا به تعبيري همين علت بازهم باعث مي شد تا مخاطب كل داستان را همان اول داستان حدث بزند كه اين نقد به رسوايي وارد است
شخصيت افسانه
افسانه نماد دختر جوان اما هرزه امروزيست دختري سراسر عشوه
گر كه با زيبايي خود در صدد جذب مردان هوس ران و دزدي از آن هاست افسانه در صحنه اي
به شيخ يوسف بر مي خورد و شيخ يوسف را در دوراهي قرار مي دهد كه بين آبروي او
وخودش آبروي او را انتخاب مي كند
در انتخاب شخصيت داستان شخصيت خوبي انتخاب شده زيرا الناز شاكردوست ثابت كرده در ميان هنرمندان زن هنر مند تر بازي طبيعي تري دارد اما مشكلي كه رسوايي دچار آن شده وهمان كه در اخراج ها هم ديده شد آن است كه ده نمكي بازهم در نشان دادن تعارض ها در دين از چاشني ابتذال بيش از حد استفاده كرده كه براي يك كار گردان مومن و متقيد عجيب است .آرايش زننده وغير متعارف النار شاكر دوست به هيچ وجه قابل پذيرش نيست و حتي همين موضوع باعث شده تا بعضي مخالفان فيلم ده نمكي را فيلم فارسي بدانند ! كه البته بسيار غير منصفانه است
و در پايان
ده نمكي در اين فيلم سعي در نشان دادن خود يا ساختن يك ملودرام دمده نداشته بلكه هدف ده نمكي ارتباط برقرار كردن با مردمو ساخت يك داستان جذاب ولي عبرت آموز وعرفاني بوده است .براي آقاي ده نمكي كار گردان مومن و تكليف گراي ملت آرزوي موفقيت مي كنم و رسوايي اورا همانند آثار ديگرش تحسين مي كنم اما نكته اي كه مي خواهم به اين اشاره كنم ايشان باتيد توجه داشت هميشه براي نشان دادن نيكي حتما نبايد همه چيز را بديد بايد بعضي موقع ها خيلي چيزها را صاف ديد بعضي موقع ها به جاي آنكه در بيابان خاري را ببينيم وبدان دل خوش كنيم بايد در جنگل درختان را ببينيم .
رسوايي سندي است براي رسوايي نا اهلان براي آنان كه از هيچ تلاشي براي كوبيدن بر طبل جدايي مردم از روحانيت دريغ نمي كنند اين اثر نشان داد كه ادعاي اين اأم توهمي بيش نيست و پيوند مردم وروحانيت ناگسستني است.
منبع:تنگه احد
برچسبها: رسوايي, ده نمكي, نقدفيلم
نام : نام ایشان به اتفاق شیعه و سنی (محمد) است روایت زیادی بر این مطلب تصریح دارد که برای نمونه به دو حدیث از
طریق شیعه و سنی اشاره میکند.
1- عبدالله بن عمر می گوید پیامبر (ص) فرمودند:
آخر الزمان مردی از فرزندان من خروج می کند که هم نام و هم کنیه من است زمین از عدل و داد پر می کند ، آن گونه که از ظلم و جور پر شده است و او همان مهدی است.
2- امام سجاد (ع) از پیامبر (ص) نقل می کند:
اگر از دنیا یک روز نمانده باشد ، خداوند آن روز را طولانی می کند تا این که مردی از عترت من بیاید که همنام من است ، زمین را از عدل و داد پر می کند آن سال که از ظلم و ستم شده است.
ممنوعیت بردن نام آن حضرت
بیت پیامبر (ص) از بردن نام حضرت مهدی (عج) در زمان غیبت ، منع کرده و توصیه نموده اند که او را با القاب و اسامی دیگرش یاد کنند. این دستور به طور قطع دارای حکمت ومصالحی است هر چند ما از آن بی اطلاعیم.
ریان بن صلت می گوید: از امام رضا (ع) در حالی که از قائم (ع) سوال شد .
شنیدم که فرمود : لا یُری جِسَمُهُ ولا یُسَمَّی اسمُهُ
جسمش دیده نمی شود و اسمش (همان نام مخصوص)برده نمیشو د .
پدر و اجداد
روایات زیادی بیانگر آن است که حضرت مهدی (عج) از اولاد پیامبر (ص) و علی (ع) و فاطمه (ع) و از تبار امام حسین (ع) و نیز بقیه امامان (ع) است؛از این رو سلسله نسب آن حضرت به ترتیب زیر است:
((حجة الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی ابی طالب (ع )
مادر
مادر حضرت مهدی (عج) نرجس ، دختر یشوعا پسر قیصر پادشاه روم است که بشر بن سلیمان او را به دستور امام هادی (ع) از برده فروشی به نام عمر بن یزید برای آن حضرت خرید ؛ سپس امام او را به فرزندش بخشید و بدین ترتیب افتخار مادری حضرت مهدی (عج) را پیدا کرد.
سال و محل تولد
بنا بقول مشهور بین محثان و مورخان ، حضرت مهدی (عج) در شب نیمه شب سال 255 هجری قمری سامرا بدنیا آمد و پدرش غیر از او فرزند دیگری ندارد.محمد بن علی می گوید : از امام حسن عسکری (ع) شنیدم که فرمود :ولی خدا و حجت او بر بندگانش و خلیفه از من ، شب نیمه شعبان سال 255 قمری هنگام طلوع فجر ، در حالی که ختنه شده بود ، متولد شد و نخستین کسی که او را با آب کوثر سلسبیل و ( از آب های بهشت) شست و شو داد ،رضوان،نگهبان بهشت با جمعی از فرشتگان مقرب الهی بود.
برچسبها: نيمه شعبان, مهدويت, امام زمان
این موارد و صدها مورد دیگر مشخص میكند كه شاخص امام تنها خدا است. در این مسیر هركس با امام آمد، تا آخر ماند. بنا نبود چون همراه امام هستیم و با اوییم، دیگر این شاخص را رعایت نكنیم. امام به ما یاد داد كه هر كاری میكنیم باید برای خدا باشد و تحمل سختیهایش هم در راه خدا باشد.
زمانی كه خودم در زندان عربستان به جرم پخش اعلامیههای امام مبنی بر محكوم كردن جشنهای ۲۵۰۰ ساله بودم، میدانستم این كار را به دستور امام و برای رضای خدا انجام دادهام و این باعث شد آن دو سال را باآرامش طی كنم.
از طرفی اگر امام در این مسیر از كسی انحرافی میدید، برخورد میكرد. البته برای امام مسئلهی اصلاح مطرح بود و امام قصد داشت آن شخص اشتباهش را بفهمد. زمانی كه دورهی اول تحریرالوسیلهی امام چاپ شد، یكی از دوستان از روی خیرخواهی القابی را روی این كتاب در مدح امام نوشت. امام ناراحت شدند و فرمودند چه كسی این را نوشته است و در صدد پیدا كردن ریشهی این مطلب بودند. سپس دستور دادند این القاب را هرچه زودتر پاك كنید. لذا دوستان با مهرهای برجستهای این القاب را روی جلد كتابها پوشاندند. مجموعاً در جاهایی كه لقبی به ایشان نسبت میدادند و این امر مخالف طبع ایشان و خلاف مسیر انقلاب بود، ایشان بهشدت برخورد میكردند.
امام خمینی رحمهالله به روایت آیتالله ناصری، امام جمعهی یزد و از شاگردان بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران
برچسبها: امام خمینی
حضور تعداد زیادی از نمایندگان استان مخصوصا دکتر شهریاری در فراکسیون رهروان ولایت (لاریجانی ) باعث تعجب مردم ولایتمدار استان سیستان وبلوچستان شد از دلایل حضور این نمایندگان در این فراکسیون بی اطلاعم اما این نمایندتگان باید این نکته راهمیشه به خاطر داشته باشند که نماینده مردم بزرگی هستند که مفاخر هم چون شهید مطهری شهید طباطبایی شهید میرحسینی را تقدیم انقلاب نموده اند مردم استان کوچکترین زاویه ای را از مسیر ولایت تحمل نمی کنند همانطور که در انتخابات مجلس نهم نمایندگانی هم چون ع.ن و ا. ک را به دلیل مواضعشان در مورد فتنه 88و دانشگاه آزاد از صحنه مجلس حذف کردند.
برچسبها: مجلس نهم, نمایندگان استان, ولایتمداری
هو الحق
سینما وفیلم سازی و به تعبیری هنرهفتم محملیست برای شکل دهی فرهنگ و هویت ملی وعرصه ای به منظور تاثیر گذاری بر افکار عمومی، سینما در ایران از آغاز تا حال شاهد فراز نشیب های گوناگونی چه از حیث محتوا و چه از حیث کیفیت بوده از فیلم فارسی های پیش از انقلاب که صحنه به نمایش کشیدن ابتذال و شهوت تا سینمای امروز که به صحنه ی نبرد دو جبهه بدل گشته ؛در این نوشتار سعی در پرداختن و ارزیابی سینمای ایران در سالی که گذشت داریم.
در سال 90 هفتاد فیلم اکران شد که نزدیک به 22 میلیارد فروش داشتند به طور کلی سال 90 میتوان سالی پررونق برای سینمای کشور یاد کرد . از نکات حائز اهمیت درسال 90 می توان به اکران اخراجی ها 3 ورقابت آن با فیلم جدایی نادر از سیمین ، نمایش فیلم پایان نامه ، از همه مهمتر اکران دوفیلم ضد صیهونیستی شکارچی شنبه و 33 روز اشاره کرد در بخش کمدی شاهد حضور دوباره اخراجی های 3 بودیم که سمبل شکوفایی سینمای ارزشی در این زمینه است اما طبق روال چند سال گذشته بازهم شاهد اکران کمدی های سخیف در سینما هم چون زنان مريخي و مردان ونوسي، شيش و بش، اسب حيوان نجيبي است، دختر شاه پريون، زن ها شگفت انگيزند، كنسرت روي آب، سه درجه تب با محتوای مبتذل وضعیف باشیم. در بخش اجتماعی امسال شاهد حضور پر رنگ در این زمینه بودیم حضور فیلم هایی نظیر جدایی نادر از سیمین ، مرهم ، یه حبه قند،آقا يوسف، اينجا بدون من، برف روي شيرواني داغ و... نشان دهنده ی گذر سینمای ایران از پوچ گرایی به سمت فیلم های واقع گرا واجتماعیست البته ناگفته نماند که متاسفانه هیچ کدام از این آثار با واقعیت جامعه ایرانی مطابقت نداشت و به طور کلی این آثار فاصله زیادی با حقایق جامعه داشت.در زمینه آثار سیاسی نیز می توان به فیلم پایان نامه اشاره کرد که توانست مدتی فضای سینما ی ضد دینی را به چالش بکشد . از نکات حائز اهمیت دیگر به رونق جشنواره فیلم فجر با آثار ارزشی هم چون روزهای زندگی ، ملکه ،و قلاده های طلا بودیم علاوه بران از نکات حائز اهمیت در سال 90 می توان به برگزاری جنشواره فیلم عمار اشاره کرد که تداعی کننده روزهای نو برای سینمای ارزشیست .
نگاهی به آثار مهم در سینمای سال 90
اخراجی ها 3 - نگاهی متفاوت به ناهنجاری های جامعه
اخراجی ها 3 اثر مسعود ده نمکی با فروش بالغ بر 5 میلیارد و نهصد میلیون توام پروفروش ترین فیلم سال 90 است.
مسعود ده نمکی نشان داده که حرف دل مردم رامی زند . اخراجی های 3 نیز همانند دیگر آثارش برآیند تصویر جامعه است . موضوع اخراجی ها 3 کاملا متفاوت از اخراجی ها 1و2 بوده اخراجی ها 3 فضای سیاسی اجتماعی جامعه در ایام انتخابات دهم را به تصویر می کشد . برخی منتقدین این فیلم بدین اشاره داشته که این فیلم یک کمدی مبتدل وسخیف بوده اما عقیده من اینست که این اثر را یک کمدی اجتماعی اصیل از درون جامعه نامید فیلمی با محتوای ارزشی به نظر من ده نمکی مانند آن عده نیست که با پیچیده کردن فیلم سعی در خودنمایی داشته بلکه ده نمکی به فکر شهرت از این راه نیست هدف وی نشان دادن ارزش هاست ارتباط با مردم است ده نمکی در پی آن بوده که محتوی را نشان دهد نه خودرا
ورود آقایان ممنوع -فیلمی ضد فمینیستی اما در باتلاق غرب زدگی
ورود آقایان ممنوع را می توان یک فیلم ضد فمینیستی دانست تقابل با تفکرات مدیر مدرسه به عنوان نماد فمینیست و نشان دادن تضادهای موجد در نگرش فمینیست از نکات مثبت فیلم ارزیابی کرد اما نمی توان ان را از کمدی های پوج گراومبتذل غرب زده جدا دانست به ویژه معرفی کردن ملاک های ازدواج ، رانندگی دختران مدرسه ، شوخی های شخصیت مردم با جنس مونث در فیلم به طور کلی نقدی که به ورود آقایان ممموع وارد است عدم بهره گیری اثر از ارزش های دینی و فاصله گرفتن از جامعه ارزشی به جامعه پوچ گرا وغیر ارزشیست
جدایی نادر از سیمین سوزاندن یک ملت برای گرفتن یک اسکار
فیلم جدایی نادر از سیمین سومین فیلم پرفروش سال است که چندی پیش جوایزی متعددی هم چون اسکارگرفت شاید خیلی کارشناسان بر این اعتقاد داشته که این فیلم اثری پرمحتوا وپخته ی اجتماعیست اما به نظرمن این فیلم جز یک فیلم سفارشی چیزی نیست فیلمی که جز سیاه نمایی از ملت چیز دیگری درون خود نداشته ندارد به طورکلی مضمون ملودرام جدایی نادر از سیمین علی رغم داستان منسجم ، لوکشین های مناسب و بهره گیری عالی از تکنیک های رسانه ای محتوای آن فاصله ی زیادی ازجامعه کشور دارد.
مرهم تضاد با سینمای روشنفکری
فیلم مرهم علی رغم فروش بسیار پایین فیلم بسیار پرمحتوا به جهت گیری به نقد جامعه و تضاد فکری نسل جوان و نسل گذشته مرهم به دنبال سیاه نمایی نیست بلکه به دنبال نقد جامعه است اما نقدی که بر داوود نژاد و فیلمش وارد است عدم شناخت صحیح از نسل جدید جامعه است به عقیده من نگاه داوود نژاد به نسل امروزی نگاه بالا شهریست وبه نظر من تضاد اساسی وی در این فیلم با شخصیت های اصلی داستان از همین جاست.
پایان نامه ای برای پایان آقازاده ها
پایان نامه فضای سیاسی کشور را به خوبی به تصویر می کشد پایان نامه التهاب فضای سیاسی کشور در فتنه سال 88 را به تصویر می کشد نقش آقا زاده ها در نا آمنی های کشور را باز گو ی کند این اثر به علت تناقض با منافع بعضی مورد غضب واقع می شود وادامه اکران آن با چالش هایی روبه رو می شود . اما این فیلم توانست در مدت کوتاه اکران موفقیت ها ودستاوردهای بالایی در جامعه سینمای کشور داشته باشد .
برچسبها: سینما, آثار مهم سینمای سال 90, اخراجی ها 3
![]()
انیمیشن فیلم «والس با بشیر» مهمترین اثر «آری فولمن» کارگردان، تهیهکننده و نویسندهی چپگرای اسرائیلی است. فولمن تا به حال موفق به دریافت هفده جایزه و پانزده نامزدی جایزه شده که بیست و چهار مورد از این افتخارات مربوط به همین اثر است. «والس با بشیر» در سال 2009 نامزد اسکار شد و علاوه بر آن افتخاراتی همچون دریافت بیست و نه جایزه و بیست و پنج نامزدی جایزه دارد. و اولین فیلم انیمیشنی است که در طول تاریخ جشنوارهی کن در بخش اصلی، نامزد دریافت نخل طلای کن گردید. فیلم محصول مشترک اسرائیل (البته ناگفته نماند که چنین کشوری در نقشهی دنیا وجود ندارد و صرفا گروهی از غاصبین یهودی نام بهتری است)، فرانسه، آلمان، امریکا، فنلاند، سوئیس، بلژیک و استرالیا محسوب میشود و به دلیل صحنههای جنسی و خشونت درجهی سنی R دارد.
فولمن در این انیمیشن فیلم، مشابه تکنیک روتوسکوپی «ریچارد لینکیتر» در انیمیشن فیلم «یک اسکنر تاریکنگر» (محصول 2006) را اجرا کرده است. لینکیتر نخستین کارگردانی میباشد که از روتوسکوپی دیجیتال برای خلق یک فیلم بلند استفاده نموده است. در انیمیشن فیلم اسکنر تاریکنگر این تکنیک برای نشان دادن جریان سیال ذهنی کاراکتر اصلی و تصاویری میان خواب و بیداری استفاده شده که خلق تصاویر سورئال و در برخی پلانها اکسپرسیونیستی را نتیجه میدهد. در فیلم فولمن همین تکنیک برای جریان ذهنی کاراکتر اصلی و بازیابی خاطرات دوستانش که موضوع اصلی فیلم محسوب میشود، استفاده میگردد.
داستان فیلم به خاطرات فولمن میپردازد. کاراکتر اصلی خود فولمن به عنوان یک فیلمساز و سرباز جنگ است. او پس از دیدار با یکی از دوستان زمان جنگ خود به دنبال خاطرات خود میرود و طی داستان با افراد مختلفی صحبت میکند. سعی میکند در میان خاطرات نقش خود را در قتلعام صبرا و شتیلا پیدا کند و معمای خواب پریشان خود را حل نماید. به پیشنهاد دوست وکیلش برای جستجوی حقیقت یک فیلم مستند میسازد و با همرزمان قدیم خود مصاحبه میکند. در انتها متوجه میشود او و دیگر اسرائیلیها هیچ نقشی در این کشتار نداشته و بیگناه هستند.

فیلم با تصویر کشیدن خواب بواز (دوست فولمن) شروع میشود. در خواب بیست و شش سگ وحشی را میبیند که قصد کشتن او را دارد و بواز گمان میکند این کابوس به دلیل کشتن بیست و شش سگ در فلسطین است. بواز از کشتن این سگها در جنگ ناراحت بوده و کابوس میبیند اما کشتن فلسطینیها یا لبنانیها در خاطراتش نمانده است. در خاطرات فرد دیگری هم مطرح میشود که در تمام جنگ و کشتار هیچ مشکلی روحی نداشته تا اینکه عدهای اسب کشته و زخمی شده را میبیند و جریحهدار میشود. گویا حیوانات از انسانها نزد این قوم ددمنش مهمترند.
مهمترین موضوعی که فیلم به آن میپردازد جریان قتلعام فلسطینیها در اردوگاههای صبرا و شتیلا است. فولمن در طی فیلم با افراد مختلف صحبت میکند و سعی در جستجوی حقیقت دارد. و بالاخره تمام این ماجرا را به فالانژها نسبت میدهد. برای کشف دروغ به این بزرگی باید نگاهی بر این برگ ننگین صهیونیسم در تاریخ داشت.
در گزارش کمیسیون تحقیق سازمان ملل آمده است:
«کمیسیون معتقد است این طرح توطئهی جنگ اسرائیل در لبنان توسط ارتش و دولتیهای غیرنظامی آن کشور، با همدستی سربازان لبنانی (فالانژ) در روزهای ۱۶ و ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۲ در اردوگاههای صبرا و شتیلا انجام گرفته است. ... این کشتارها با استفاده از آلات جنگی نسبتا پیشرفته به دنبال بمبارانهای هوایی، (حملات موشکی) زمینی و دریایی دولت اسرائیل که با تسلیحات کاملا پیشرفته در جنوب لبنان انجام شد، صورت گرفته است. و کاملا مشهود است که هدف نهایی اسرائیلیان متوجه غیرمسکونی ساختن اردوگاههای فلسطینیان از نظر فیزیکی بوده، و به همان نسبت، ایجاد وحشت در میان ساکنین آنها و از بین بردن آرمانهای فلسطینیان در جنبشهای ناسیونالیستی آنان، نه تنها در لبنان، بلکه در تمام نواحی اشغالی غرب رود اردن و نوار غزه است.»
بر اساس آماری که صلیب سرخ بین الملل در روز ۲۲ سپتامبر از کشتهشدگان داد: «تعداد آنها ۲۴۰۰ نفر بوده است.»

«مک براید» در گزارش تحقیقاتی خود نوشته است: «با بررسی مجدد وقایعی که در روزهای 16 تا 18 سپتامبر در اردوگاههای صبرا و شیتلا اتفاق افتاد، به این نتیجه رسیده است: شرکت فالانژها و سرگرد حداد از ارتش، عامل اصلی قتلعامها بوده است ... آنها دخالت خود را هم کتمان نکردهاند ولی سرگرد حداد در مقابل کمیسیون تحقیق اعتراف کرده است که هیچ یک از واحدهای تحت فرماندهی او در روز ۱۷ سپتامبر در قتلعام شرکت نداشتند.»
«آریل شارون» و تعدادی دیگر از افسران اسرائیلی در حضور اعضای کمیسیون تحقیق اعتراف کردند که: «واحدهای فالانژ تا ساعت ۶ بعدازظهر ۱۶ سپتامبر داخل اردوگاهها نشدند.» ولی دکترهای بیمارستانها گفتهاند: «مجروحینی که در بیمارستان غزه معالجه میشدند و همگی زخمهای مهلکی داشتند، میگفتند که آنها در منازل خود توسط سربازان، اواسط روز ۱۶ سپتامبر مورد حمله قرار گرفتهاند.» این مدت درست ۶ ساعت قبل از ساعتی است که گمان میرود فالانژها وارد کمپ شده باشند. طبق تحقیقات روشن شد که یک افسر اسرائیلی کارت جعلی برای سربازان جهت ورود به کمپها را صادر کرده بود.
در گزارش کمیسیون تحقیق، صراحتا از توطئهی حمله به لبنان که در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۸۲ انجام گرفت، پرده برداشته و نوشته شده است که در آن تاریخ، در یک جلسه سری یک طرح عیسوی ـ اسرائیلی خطرناک در حضور ژنرال دروری و فرمانده عالی رتبه اسرائیل تهیه شد. در آن جلسه، «الیاس هوبیکا» رئیس سازمان جاسوسی فالانژها بههمراهی «فدی فریم» و رئیس هیئت نظامی لبنانی مأمور رفتن به اردوگاهها شدند. رئیس هیئت قوای نظامی لبنان و رئیس سازمان جاسوسی اسرائیل هشدار دادند که در اردوگاهها، Kasach (که به معنای قطعه قطعه کردن میباشد) اتفاق خواهد افتاد. با این وجود، رفتن آنان مورد تأکید قرار گرفت. لذا بعد از این جلسه، ژنرال دروری به شارون در تلآویو تلفن کرده و گفت: «دوستان داخل اردوگاهها میشوند.» و شارون ضمن بیان تبریک، گفت: «... عملیات مورد تأیید است.»
با این وصف، شارون مدعی شده که از آنچه در لبنان در حال انجام بود، اطلاعی نداشته است. «رافائل ایتان» فرمانده اسرائیل در لبنان نیز گفت: «نیروهای دفاعی فالانژ، لبنانی هستند. لبنان مال آنها است. هر چه بخواهند، انجام میدهند و به ما ربطی ندارد.»
آنقدر جنایات این واقعه هولناک است که بررسی و مطالعه آن نیز هر انسانی را به خشم وامیدارد. اگرچه که این اولین و آخرین جنایت این قوم پلید نیست و نمونههایی زیر نیز در کارنامهی درخشان آنان دیده میشود:
جنایت در شهر خان یونس : آغاز در سوم نوامبر 1956
جنایت در اردوگاه آوارگان خان یونس : سوم نوامبر 1956
جنایت دیگر در اردوگاه خان یونس : دوازده نوامبر 1956
جنایت درالسموع : 13 نوامبر 1966
جنایت در قدس : 5 ژوئن سال 1967
جنایت در اردوگاه رفح : 1 ژوئن 1967
جنایت الکرامه : ژوئیه 1967
جنایت دیگر در الکرامه : در 9 فوریه 1968
با وجود حقیقت به این روشنی، فیلم با تمام جلوههای تصویری و داستان مستندگونه بر پایهی مصاحبه و نقل خاطرات سعی در کتمان آن دارد. و این واقعه را انتقام فالانژها به دلیل ترور بشیر جمایل (رئیسجمهور لبنان و رهبر شبهنظامیان مسیحی مارونی و رهبر حزب فالانژ لبنان معروف به کتائب) میداند. در برخی پلانها، فیلم با انتقادهای جزئی از ارتش و نظامیان اسرائیلی سعی میکند خود را حقیقتجو نشان دهد. از جمله فرماندهان را به دلیل عدم ممانعت فالانژها نکوهش میکند (در صورتی که اصل فرماندهی با آنان بوده) یا مثلا کشتار یک خانواده لبنانی در بدو پیاده شدن از قایق یا برخی مردم دیگر را نشان از بیتوجهی آنان میداند. ولی هیچگاه اصل سلطهطلبی و جنایت صهیونیسم را بیان نداشته و حتی اشاره هم نمیکند. در برخی پلانها هم مظلومیت سربازان اسرائیلی مثل پلان حمله در بازار، حمله به تانکها، ادرار نمودن روی اجساد اسرائیلی و... دیده میشود. اشارهای هم به دروغ هلوکاست میشود و اینکه پدر و مادر فلومن هم در اردوگاههای کار اجباری نازی بودهاند و وکیلی که مشاور فولمن است همین امر را یکی از دلایل (!) خواب پریشان او در رابطه با کشتار صبرا و شتیلا میداند.آخرین پلانها تصاویری واقعی و محدود از این جنایت هولناک است که فیلم خود را همدرد آنان نشان میدهد.

فیلم به راحتی جریان روشن این جنایت را طور دیگری وانمود میکند که خلاف تمام گزارشهای بین المللی و حقجویانه است. پشت پردهی این جنایت هیچگاه در فیلم اشاره نمیشود و فیلمساز اصلا به دنبال آن نیست. بلکه سعی میکند با یک داستان مصاحبه محور مخاطب را به سمت دلخواه گرایش دهد. با نگاهی به مضمون اثر میتوان دلایل جوایز متعدد آن را به روشنی درک کرد.
به امید روزی که با ظهور حضرت مهدی علیهالسلام این فرقه ننگین از صحنهی جهان محو شود.


